نیروهای کار به آرامی از امکانات خود محروم می‌شوند!

به نقل از آفتاب نیوز،

دندان‌پزشکی برای بسیاری از بیمه‌شدگان با درآمد پایین تحت پوشش تأمین اجتماعی، به ی دشوار میان پرداخت هزینه‌های گزاف درمان در بخش خصوصی و از دست دادن دندان تبدیل شده است. در درمانگاه‌های ملکی این سازمان، خدمات ارائه شده به کارگران و بازنشستگان به شدت محدود است و در عین حال، هزینه‌های عصب‌کشی، روکش و عمل‌های جراحی در بخش خصوصی برای خانواده‌های کارگری که بخش عمده‌ای از درآمدشان صرف تأمین مسکن و مخارج روزانه می‌شود، بسیار بالا و غیرقابل پرداخت است.

در چنین شرایطی، بخشی از بیمه‌شدگان مجبور به کشیدن دندان‌های خود می‌شوند؛ مسأله‌ای که تأثیرات منفی بر سلامت دهان، کیفیت تغذیه و در کل کیفیت زندگی آنان دارد.

کمبود پزشک، اما نه چاره‌ای

تحلیل وضعیت درمان مستقیم سازمان تأمین اجتماعی در استان تهران نشان‌دهنده فاصله قابل توجه میان تعداد بیمه‌شدگان و ظرفیت خدمات موجود است.

طبق آخرین آمارهای ارائه‌شده از سوی سازمان تأمین اجتماعی و برآوردهای مرکز آمار ایران، از جمعیت تقریبی ۱۴.۵ میلیون نفری استان تهران، بیش از ۹.۵ میلیون نفر تحت پوشش تأمین اجتماعی قرار دارند؛ که بخش عمده‌ای از این جمعیت را کارگران و خانواده‌های دارای حداقل درآمد تشکیل می‌دهند.

در مقابل، شبکه درمان مستقیم تأمین اجتماعی در کل استان تهران تنها شامل ۳۵ مرکز (۹ بیمارستان و ۲۶ پلی‌کلینیک و درمانگاه) است. در داخل شهر تهران نیز تعداد مراکز رایگان بسیار محدود است و با توجه به تراکم جمعیت، فشار مراجعه به آنها بسیار بالا است. این شکاف در مناطق حاشیه‌ای تهران و شهرک‌های اطراف بیشتر احساس می‌شود؛ مناطقی مانند شهریار، ملارد، بهارستان، قدس و پاکدشت که سال‌های اخیر میزبان جمعیت زیادی از خانواده‌های کم‌درآمد بوده‌اند، اما دسترسی آنان به خدمات درمانی ملکی تأمین اجتماعی به شدت با مشکل مواجه است.

وضعیت کنونی خدمات ارائه شده در مراکز ملکی بیانگر کاهش کیفیت و کمیت این خدمات است؛ کارگران و بازنشستگان در مکان‌هایی که با هزینه خودشان احداث شده، از خدماتی با کیفیت بسیار پایین بهره‌مند می‌شوند.

درمانگاه ابوریحان؛ صبحی عادی در صف انتظار

ساعت هنوز به ۷ صبح نرسیده است، اما سالن انتظار و محوطه درمانگاه تأمین اجتماعی ابوریحان در تهران، پر از مراجعه‌کنندگانی است که از ساعات اولیه صبح در صف ایستاده‌اند. در بخش دندان‌پزشکی، موضوع فراتر از درمان است؛ پرسش اصلی برای بیماران این است که آیا به راستی از عهده هزینه ادامه درمان برخواهندآمد یا خیر.

مردی میانسال که از صبح زود در درمانگاه حاضر است، درباره وضعیت کادر درمان می‌گوید: دکترهای اینجا بسیار خوب و صبور هستند. با وجود این شلوغی، تلاش می‌کنند کمک کنند، اما دستشان بسته است. تعداد دندان‌پزشکان و تجهیزات موجود محدود است و روزانه فقط می‌توانند تعداد خاصی بیمار را پذیرش کنند. بسیاری مانند من از سمت دیگر شهر آمده‌اند. سوال من این است که با این همه بیمه‌شده، چرا ظرفیت و تعداد درمانگاه‌ها اینقدر کم است؟

زنی خانه‌دار که برای درمان به این مرکز آمده، می‌گوید: از ۵ صبح بیدار می‌شوم و با بچه‌ها به اینجا می‌آیم تا قبل از ۷ برسیم. در منطقه ما حتی یک درمانگاه تأمین اجتماعی وجود ندارد. بارها شده که ساعت‌ها در صف ایستاده‌ایم و در نهایت به ما اعلام کرده‌اند ظرفیت تمام شده و بدون نوبت برگشته‌ایم.

او در مورد هزینه‌های درمان در بخش خصوصی اضافه می‌کند: همسرم به سختی کار می‌کند تا فقط مخارج روزمره زندگی را تأمین کند. چگونه می‌توانم بچه‌هایم را به کلینیک خصوصی ببرم؟ وقتی هم بعد از هزار زحمت نوبت می‌گیرم، می‌گویند فقط می‌توانیم یک دندان را در هر مراجعه درمان کنیم. برای چند دندان مشکل‌دار فرزندم باید چند روز کار و زندگیم را تعطیل کنم، هزینه رفت و آمد بپردازم و از ۵ صبح در صف بمانم؟ اگر من خودم سر کار می‌رفتم، هیچ کارفرمایی حاضر به این همه مرخصی نمی‌بود.

این روایت، بُعد دیگری از یک مشکل بزرگ را نمایان می‌کند: هزینه‌های درمان برای یک خانواده تنها محدود به مبلغ روی فاکتور کلینیک نیست. رفت و آمد، زمان انتظار، مرخصی از کار و از دست دادن درآمد روزانه همگی بخشی از هزینه واقعی درمان هستند که برای خانوارهای کم‌درآمد به مانعی غیرقابل گذر تبدیل می‌شود.

صورت‌حساب ۲۲ میلیون تومانی برای کارگرانی با درآمدی کمتر از ۲۵ میلیون تومان

درمان دندان مجموعه‌ای از فرآیندها است؛ از تشخیص و عصب‌کشی گرفته تا ترمیم و روکش و دندان مصنوعی. به تعویق انداختن درمان، دندان قابل ترمیم را به دندان غیرقابل اصلاحی تبدیل می‌کند که جز جراحی یا کشیدن چاره دیگری ندارد. مشکل این است که در درمانگاه‌های ملکی تأمین اجتماعی، خدمات ترمیم و عصب‌کشی به بیماران ارائه نمی‌شود و در بخش خصوصی، هزینه‌های درمان هیچ تناسبی با دستمزدهای کارگری و کارمندی ندارد.

زنی میانسال که به درمانگاه مراجعه کرده، می‌گوید پس از معاینه و تصویربرداری به او گفته‌اند به عصب‌کشی نیاز دارد، اما این خدمت در درمانگاه ابوریحان صورت نمی‌گیرد.

او می‌گوید: چند روزی است که به خاطر شدت درد در عذاب هستم. معاینه کردند و عکس گرفتند، سپس گفتند عصب‌کشی ضروری است، اما ما اینجا این خدمات را ارائه نمی‌دهیم. بیرون پرس‌وجو کردم و ارزان‌ترین جایی که پیدا کردم، برای عصب‌کشی ۱۲ میلیون تومان و برای روکش ۱۰ میلیون تومان شارژ می‌کرد!

او ادامه می‌دهد: من یک کارگر متخصص هستم با دو فرزند و هزینه‌های زیاد برای تحصیل و زندگی دارم. مگر چقدر حقوق می‌گیرم که ۲۲ میلیون تومان صرف یک دندان کنم؟ آمده‌ام بگویم همین دندان قابل ترمیم را بکشید تا راحت شوم.

با این حال، در مورد نوع و میزان خدمات دندان‌پزشکی موجود در مراکز تأمین اجتماعی، باید به محدودیت‌های ظرفیت، سطح خدمات هر مرکز و مواردی که اساساً تحت پوشش بیمه قرار نمی‌گیرند، توجه کرد. قیمت‌هایی که بیماران از مراکز خصوصی نقل می‌کنند، نیز بسته به منطقه، پزشک، نوع بیمه و درمان، مواد مصرفی و وضعیت دندان متفاوت است.

برای برخی مراجعه‌کنندگان متوجه می‌شویم که فاصله‌ای عمیق میان نیازهای بیماران و خدماتی که بر اساس ظرفیت مرکز یا توان مالی خود می‌توانند دریافت کنند، وجود دارد.

تنها گزینه ممکن: کشیدن دندان

در سوی دیگر سالن دندانپزشکی درمانگاه ابوریحان، زنی سالخورده دستش را بر صورتش گذاشته و دو دندان جلویش را قبلاً از دست داده و حالا یکی از دندان‌های آسیابش شکسته است. او می‌گوید: دندان آسیابم به شدت شکسته و از شدت درد مجبور شده‌ام برای کشیدنش بیایم. نه پول دندان مصنوعی دارم و نه قدرت پرداخت ایمپلنت. همین حالا هم برای غذا خوردن دچار مشکل هستم. اگر این یکی هم بکشم، دیگر واقعاً در این سمت صورتم دندانی برای جویدن غذا نخواهم داشت. اما آیا راه دیگری دارم؟

مسأله برای او، میان تحمل درد یا پرداخت هزینه‌ای است که نمی‌تواند تأمین کند.

زنی مسن‌تر که کنارش نشسته، از تجربیات خود در زمینه درمان دندان می‌گوید: خدمات اینجا بسیار محدود است. زمانی که دندان دچار مشکل جدی می‌شود، باید برای عصب‌کشی، روکش یا دیگر خدمات تخصصی به بخش خصوصی مراجعه کنیم. ایمپلنت و پروتز هم که هزینه‌اش جداگانه است. وقتی پولش را نداشته باشی، بزرگ‌ترین گزینه برای ما، کشیدن دندان است.

زمانی که تأخیر در پرداخت حقوق، درمان را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد

در حیاط درمانگاه، کارگری جوان از دندانی می‌گوید که در ابتدا آسیب چندانی نداشته، اما پس از یک حادثه ساده، وضعیت آن بدتر شده است. او داستان خود را این‌طور بیان می‌کند: دندانم قبلاً شکسته‌گی جزئی داشت؛ یک سنگ‌ریزه در غذا باعث تشدید این شکستگی شد. به اینجا آمدم و گفتند باید بکشی، اما نیاز به جراحی دارد که ما انجام نمی‌دهیم.

برای اطلاع از هزینه درمان به مراکز خصوصی رفته است: آنجا گفتند فقط برای یک جراحی ساده دندان باید چند میلیون تومان پرداخت کنم. ایمپلنت و سایر هزینه‌ها که اصلاً برای من امکان‌پذیر نیست. دو ماه است حقوق نگرفته‌ام و اجاره خانه‌ام عقب افتاده. در حال حاضر باید به تحمل این درد ادامه دهم تا شاید حقوق بیاید و بتوانم برای جراحی بروم!

این جوان درباره امکان پرداخت اقساطی هزینه‌های دندان نیز می‌گوید: تسهیلات و اقساط کلینیک‌های خصوصی برای من قابل قبول نیست. به وثیقه نیاز دارند یا شرایطی که نمی‌توانم فراهم کنم. وقتی حقوقم به صورت کامل و به موقع پرداخت نمی‌شود، حتی ارائهٔ قسطی هزینه درمان نیز لزوماً مشکل را حل نمی‌کند.

او به تأثیر جنگ بر وضعیت کاری خود اشاره می‌کند: قبل از جنگ اوضاع بهتر بود و حقوقم تا قبل از دهم هر ماه واریز می‌شد، اما با شروع جنگ چهل‌روزه، عملاً هر دو ماه یکبار حقوق می‌گیرم و آن هم کمتر از مقداری است که باید دریافت می‌کردم! هزار جا رزومه فرستاده‌ام، اما هیچ کاری ندارم. نه می‌توانم بی‌کار بمانم و نه با کار فعلی قادر به تأمین حداقل‌های زندگی هستم. هر ماه از اطرافیانم پول قرض می‌گیرم تا بعد از دریافت حقوق، بدهی‌ام را پرداخت کنم. در چنین شرایطی، چه کار دیگری بجز تحمل درد دندان می‌توانم انجام دهم؟

این داستان بیانگر این است که عامل تأثیرگذار بر توان مالی بیمار فقط درآمد او نیست؛ حتی تأخیر در پرداخت دستمزد نیز می‌تواند دریافت درمان ضروری را تا زمان تأمین مالی به تأخیر بیندازد.

حق بیمه کسر می‌شود، اما دسترسی به درمان همچنان یک مشکل است

مجموعه‌ای از روایت‌های میدانی و داده‌های مربوط به شبکه درمان مستقیم تأمین اجتماعی نشان می‌دهد که پرداخت حق بیمه، به‌تنهایی به معنای دسترسی آسان و سریع به خدمات دندان‌پزشکی نیست. برای بیمه‌شدگانی که از مناطق حاشیه‌ای می‌آیند، باید مسافت‌های زیادی را طی کنند، ساعت‌ها در صف انتظار بمانند و در نهایت با محدودیت ظرفیت یا عدم دسترسی به خدمات مورد نیاز روبرو شوند؛ این وضعیت عملاً معنی واقعی درمان رایگان تحت پوشش بیمه را کمرنگ می‌کند.

اگر خدمات مورد نیاز در مرکز ملکی ارائه نشود، بیمار ناگزیر است به بخش خصوصی رجوع کند؛ جایی که تعرفه‌های سنگین دندان‌پزشکی، به‌ویژه برای خانواده‌هایی که درآمدشان صرف هزینه‌های ضروری زندگی می‌شود، می‌تواند مانع ادامه درمان گردد.

نتیجه این شرایط، تأخیر در درمان است؛ تأخیری که در مورد مشکلات دندانی، گاهی می‌تواند روند درمان را پیچیده‌تر کند. دندانی که در مراحل ابتدایی قابل ترمیم است، ممکن است با گذشت زمان نیاز به درمان‌های پرهزینه‌تری پیدا کند یا حتی کشیده شود؛ بنابراین برای برخی از بیمه‌شدگان، «کشیدن دندان» نه ی ترجیحی، بلکه گزینه‌ای است که در شرایط محدودیت مالی و عدم دسترسی به خدمات درمانی تأمین اجتماعی، پیش روی خود می‌بینند. کارگرانی که در گذر زمان بی‌دندان می‌شوند، زیرا هیچ راهی برای ترمیم دندان‌های خود ندارند. پرداخت ۲۵ میلیون تومان به‌عنوان هزینه عصب‌کشی و روکش یک دندان آسیا به هیچ وجه از عهده کارگران برنمی‌آید؛ حتی کارگران متخصص و یقه‌سفید نیز نمی‌توانند چنین حجمی از هزینه را تحمل کنند…

منبع: ایلنا، گلیتا حسین‌پور اصفهانی

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا