واکنش و انتقاد جامعه روحانیت مبارز به باقر خرازی

در ادامه‌ی واکنش جامعه روحانیت مبارز به اظهارات اخیر محمدباقر خرازی، در بخشی از بیانیه چنین آمده است: در شرایط جنگی، هر ندایی که رنگ و بوی براندازی، آشفته‌سازی و سست کردن پایه‌های نظم قانونی کشور را داشته باشد، باید بی‌درنگ خاموش شود. سخنان این فرد نه پژواک حزب‌الله است، نه صدای روحانیت، و نه حامل پیام انقلاب اسلامی؛ بلکه برآمده از نگاهی نارسا و دچار نقص به اسلام و گفتمان انقلابی است؛ نگاهی که با عقلانیت و کرامت انسانی هیچ پیوندی ندارد. جامعه روحانیت مبارز از قوه قضائیه و نهادهای امنیتی می‌خواهد با این‌گونه هنجارشکنی‌های آشکار، مطابق قانون و بدون درنگ و مماشات مقابله کنند. روزگار تساهل با فتنه‌گران و دروغ‌پردازان به پایان رسیده است.

متن بیانیه جامعه روحانیت مبارز بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

وَلَا تَکُونُوا کَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا منْ بَعْد مَا جَاءَهُمُ الْبَیّنَاتُ وَأُولَئکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظیمٌ 

(سوره آل‌عمران، آیه ۱۰۵)

گسست‌افکنی؛ خط قرمز شرع و عقل

در گستره‌ی امنیت ملی و در شرایطی که پیرامون جغرافیایی کشور با آتش ترکیبی و منطق «نبرد تمام‌عیار» درگیر است، هیچ خطایی هم‌سنگ ایجاد شکاف در جبهه‌ی داخلی نیست؛ خطایی که می‌تواند پیامدهای آن از همان آغاز غیرقابل چشم‌پوشی باشد. مواضع اخیر شخصی که خود را با عنوان «خرازی» معرفی می‌کند، چیزی فراتر از یک لغزش لفظی یا نقد معمولی است؛ بلکه نشانی روشن از آغاز یک سناریوی اثرگذاری شناختی برای تضعیف پایه‌های کشور در برابر تهدیدات بنیادین محسوب می‌شود. در این میان، آنچه شدیدترین محکومیت را می‌طلبد، کوشش برای بزک کردن دشمنی و نفرت‌پراکنی، آن هم با ادعای نسبت داشتن به دین است؛ زیرا دینِ مبین اسلام، وحدت امت اسلامی را تکلیفی جدی و انکارناپذیر می‌داند و تفرقه را گناهی بزرگ. نمی‌توان با عنوان «حزب‌اللهی» و «انقلابی» بودن، اتحاد مقدس مردم و جامعه را شکست؛ این همان لغزش راهبردی است که از نگاه شریعت و نیز از منظر عقلانیت سیاسی، مردود و ناموجه شمرده می‌شود.

پایبندی به خط امام و رهبری؛ مرجعیت رسمی و ردِ ادعاها

دفتر مقام معظم رهبری با صدور اطلاعیه‌ای روشن، ادعاهای مطرح‌شده درباره نسبت دادن نقل‌قول به ایشان—از جمله سخن گفتن از استعفای رئیس‌جمهور—را کذب و برخلاف واقع اعلام کرد و تصریح نمود مرجع رسمی برای دریافت اخبار مربوط به رهبری، تنها پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر ایشان است. افزون بر این، در فضای مجازی نیز کلیپ‌هایی از همین فرد به طور گسترده دست‌به‌دست شد که در آنها به صورت آشکار از «فراخوان برای تجمع» و «سرنگونی دولت» حرف زده می‌شد. اصرار بر تکرار شایعه و طرح گزاره‌هایی ساختگی که حاصل هیچ ذهن سالمی نیست، تنها با صلح‌جویی ذاتی انقلاب اسلامی و ملت ایران در تعارض نیست؛ بلکه با مخدوش کردن عقلانیت دفاعی جمهوری اسلامی، زمینه‌ی مناسب برای شکل‌گیری روایت‌های «ایران‌هراسی» را مهیا می‌کند. این شیوه‌ی گفتار و عمل، با خط امام و رهبری که همواره بر صیانت از وحدت و پرهیز از حاشیه‌سازی تأکید داشته‌اند نیز ناهمخوان است و هیچ نسبت معقولی با معنای واقعی انقلابی‌گری ندارد.

التزام به قانون اساسی و جمهوریت؛ پاسداشت رأی مردم و مقابله با براندازی

دولتِ مستقر برآمده از آرای گسترده‌ی مردم است و با تأیید رهبری شهید و رهبری معظم نیز همراه بوده است. فراخوان خیابانی برای پایان دادن به کار دولت، خروج صریح از چارچوب قانون اساسی و بی‌حرمتی به اراده‌ی جمعی ملت، در شرایطی که کشور نیازمند آرامش، انسجام و تصمیم‌گیری عقلانی است، اقدامی خطرناک و ضدنظم محسوب می‌شود. در اوضاع جنگی، هر کوششی برای تدارک اغتشاش سیاسی از راه تزریق شایعات و القای انسدادِ قدرت تصمیم‌گیری نظام، روند مدیریت بحران‌ها را کند می‌کند و با فرسایش اعتماد عمومی، مطالبات جامعه را به رفتارهای هیجانی و واکنش‌های زودگذر تبدیل می‌سازد. توهین و برچسب‌زنی به رئیس‌جمهور و دیگر مسئولان و نهادهای رسمی، نه تنها با اخلاق اسلامی ناسازگار است، بلکه با روح جمهوریت و ضرورت پاسداشت کرامت خدمتگزاران نظام نیز مغایرت دارد. بی‌تردید هر فردی که با اظهارات تفرقه‌برانگیز، مسئولان قانونی و منتخب ملت را هدف قرار دهد، به رأی مردم لطمه زده و با ایجاد بلوا و هرج و مرج، در مسیر اهداف پلید صهیونیست‌ها و دشمنان ایران سربلند گام برمی‌دارد.

نگهبانی از وحدت اسلامی؛ درس‌های تاریخی و الزام برخورد قاطع

مرور دوباره‌ی تقابل بنی‌صدر و رجوی و دیگر جریان‌های برانداز و تجزیه‌طلب، و نیز تلاش آنان برای ایجاد جدایی میان مردم و نیروهای مسلح، نشان می‌دهد که تضعیف ساختار دفاعی در میانه‌ی میدان و معرکه، بازتولید همان خیانت راهبردی و گشودن مسیر برای عملیات روانی موساد و سیا است. امروز هم اندیشه‌های پریشان و توهم‌آمیز امثال خرازی، با طرح سخنانی سست، بی‌پشتوانه و فاقد وزن واقعی، بهترین بهانه را در اختیار دشمنان ایران قرار می‌دهد تا علیه کشور از آن سودبرداری کنند.

در این راستا، هشدار صریح مرجع عالیقدر، آیت‌الله العظمی جوادی آملی، با استناد به کلام امیرالمؤمنین (ع) درباره‌ی حرمت تکه‌تکه کردن اتحاد جامعه—حتی اگر این تفرقه با عمامه و لباس روحانیت صورت بگیرد—چراغ راهی روشن است. ایشان فرمودند: اگر کسی -خدای ناکرده- عالماً عامداً دارد این وحدت اسلامی را به هم می‌زند، با او مبارزه کنید، ولو عمامه من بر سر او باشد. این پیام روشن حضرت امیر (ع) هشداری است برای همه‌ی کسانی که با زبانِ تحریک‌گرِ اختلاف و فراخوان براندازی، امنیت و انسجام ملی را نشانه گرفته‌اند.

پایان سخن؛ اتحاد مقدس و خط مقدم دفاع از اسلام و ایران

در شرایط جنگی، هر صدایی که بوی براندازی، هرج و مرج و فروپاشی ساختارهای قانونی کشور را با خود داشته باشد، محکوم به خاموشی است. اظهارات این فرد نه صدای حزب‌الله است، نه صدای روحانیت، و نه پیامی از جنس انقلاب اسلامی؛ بلکه مولود تفکری دچار نقص و معیوب از اسلام و گفتمان انقلابی است؛ تفکری که هیچ نسبتی با عقلانیت و کرامت انسان ندارد. جامعه روحانیت مبارز از دستگاه قضائی و نهادهای امنیتی می‌خواهد با این قبیل هنجارشکنی‌های علنی، بر اساس قانون و بدون مماشات برخورد کنند. دوران تسامح با فتنه‌گران و دروغ‌پردازان سپری شده است. اکنون زمان آن رسیده که همبستگی ملی به شکل روشن تجلی یابد و هر نوع توطئه داخلی و خارجی علیه جمهوری اسلامی در نطفه خنثی شود. امروز وقت پاسداری از خاک و کیان جمهوری اسلامی و ایران عزیز است.

وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ

(سوره انفال، آیه ۸)

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

جامعه روحانیت مبارز

۱۷ مرداد ۱۴۰۵

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا