برادرم اعلام کرد که دروازهبان رئال مادرید به استقلال ملحق میشود/ قبول سرمربیگری پرسپولیس برایم ممکن نیست

خانواده پورحیدری به معنای واقعی کلمه نماد ورزش است و علاوه بر مرحوم منصورخان، همسرش نیز در باشگاه استقلال نقش فعالی داشته است. به همین دلیل طبیعی به نظر میرسد که فرزندان آنها نیز بهطور جدی پیگیر وضعیت تیم آبی پوشان باشند. در همین راستا با عسل پورحیدری، دختر مرحوم منصور پورحیدری که خود نیز یک ورزشکار حرفهای به شمار میآید، به گفتگو نشستیم که در ادامه متن آن را خواهید خواند:
بیایید از وضعیت استقلال آغاز کنیم. به نظرتان آینده این تیم در فصل پیش رو چگونه خواهد بود؟
امیدوارم که خاطرات فصل گذشته تکرار نشود. این را به مادرم گفتم و او هم ابراز امیدواری کرد که این فصل مانند سال قبل نخواهد بود. برای تیم استقلال بسیار امیدوارم و آرزو دارم که بتوانیم موفقیتهای آنها را در کنار هواداران عزیز جشن بگیریم.
آیا از جدایی حسین حسینی مطلع هستید؟
بله، تصمیمی بسیار ناراحتکننده بود. در این مورد با مادرم صحبت نکردم ولی برادرم علی به من گفت که استقلال در حال جذب دروازهبانی است که پیشینهای از حضور در رئال مادرید دارد. امیدوارم که برای این پست یک مهره کلیدی و باارزش به تیم اضافه شود تا دل هواداران راحت شود.
اخیراً صحبتهایی در مورد تشکیل تیم بسکتبال استقلال به گوش میرسد و میخواهیم بدانیم عسل پورحیدری در این زمینه چه نقشی دارد. آیا شما فقط بازیکن هستید یا به عنوان مربی هم فعالیت میکنید؟
تیم بسکتبال استقلال قرار است در سوپر لیگ بانوان شرکت کند و من نیز جزو این تیم هستم، اما در حال حاضر میخواهم فقط به بازی پرداخته و به همین دلیل به عنوان مربی فعالیت نخواهم کرد. باید دید در آینده چه پیش خواهد آمد.
جالب است که دختر مرحوم منصور پورحیدری در زمانی که احمدرضا عابدزاده دروازهبان پرسپولیس بود، با دختر ایشان در یک مدرسه تحصیل میکرد. نظر شما در این باره چیست؟
بله، درست است. حتی یک سال در کنار یکدیگر مینشستیم. به یاد دارم چقدر از بحثهای استقلال و پرسپولیس لذت میبردیم. البته بعد از آن دوران، ارتباط ما قطع شد و دیگر یکدیگر را ندیدیم.
مادرتان (دکتر فریده شجاعی) برای ما تعریف کرده که در یکی از بازیهای مهم استقلال تحت هدایت منصورخان، وقتی آبیپوشان گل زدند، برادرتان از خوشحالی شما را به آسمان پرتاب کرد و نزدیک بود سر شما به سقف بخورد!
(با خنده) بله، این اتفاق در زمستان سال ۱۳۸۰ افتاد. استقلال در بازی برگشت خود مقابل الاتحاد در جام باشگاههای آسیا به مصاف رقیب رفت. بازی نزدیک به مساوی پیش میرفت و علی به شدت نگران و مضطرب بود، زیرا اگر نتیجه اینگونه ادامه مییافت ما حذف میشدیم. اما خوشبختانه در دقایق پایانی علیرضا نیکبخت واحدی گل زد و ما پیروز شدیم. علی آنقدر خوشحال شد که من را به هوا پرتاب کرد و واقعا نزدیک بود سرم به سقف بخورد.
آیا اگر روزی به عسل پورحیدری پیشنهاد هدایت تیم بسکتبال پرسپولیس داده شود، این پیشنهاد را قبول میکند؟
در حال حاضر من مربی نشدهام، اما با کمال احترام به هواداران پرسپولیس، تمایل دارم راه پدرم را ادامه داده و به عنوان یک استقلالی باقی بمانم.
گروهی از طرفداران و پیشکسوتان استقلال بر این باورند که خوب شد که مرحوم منصور پورحیدری و ناصر حجازی از مشکلات فصل گذشته استقلال باخبر نشدند، زیرا واقعاً غمگین میشدند.
به نظر من اگر یکی از این دو اسطوره زنده بودند، قطعاً استقلال با این مشکلات مواجه نمیشد، زیرا آنها دست به کار میشدند و برای حل مسائل تلاش میکردند. پدرم همه نیرو و انرژی خود را برای استقلال صرف کرد و مطمئنم که آقای حجازی نیز همین رویکرد را داشتند.



