استقلال السد را شکست داد، اما سهراب از چیزی صحبت کرد که در اختیار نداشت

سهراب بختیاری‌زاده پس از پیروزی ۳ بر صفر استقلال برابر السد، احتمالاً مهم‌ترین نکته‌اش را در مورد مسابقه بیان کرد؛ او از خانه‌ای سخن گفت که استقلال هنوز توفیق بازی کردن در آن را نیافته است.

سرمربی استقلال پس از پیروزی پرگل تیمش برابر السد قطر در بصره، در نشست خبری تأکید کرد: «ما آرزو داشتیم که میزبان مسابقات خود باشیم. هواداران زیادی داریم که به تیمشان عشق می‌ورزند و می‌توانند در تهران فضایی حماسی برای هر حریف ایجاد کنند، اما به دلیل شرایط پیش‌آمده، عراق به عنوان کشور دوست و همسایه را کردیم.»

بختیاری‌زاده در ادامه از هوادارانی که از بصره و مناطق نزدیک، به ویژه خوزستان، به ورزشگاه آمدند، قدردانی کرد و بر این نکته تأکید داشت که این انرژی مثبت به استقلال یاری رسانده است.

آزادی؛ پروژه‌ای همچنان ناتمام

این چند جمله، دوباره سؤال قدیمی و مهمی را به ذهن متبادر می‌کند؛ «چرا اصلاح و بازسازی مهم‌ترین ورزشگاه فوتبال کشور به این شکل به تعویق افتاده است؟».

قرارداد مربوط به مرحله اصلی نوسازی ورزشگاه آزادی در تیرماه ۱۴۰۳ منعقد شد با مدت زمان اجرای ۱۸ ماه. با این حال، وعده بهره‌برداری در تیرماه ۱۴۰۵ به تحقق نپیوسته و آخرین گزارش مسئولان شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی، نشان می‌دهد که بهره‌برداری اولیه با ظرفیت کامل به آذرماه ۱۴۰۵ موکول شده است.

بدیهی است که موضوع جنگ نیز در این قضیه مطرح است

اگرچه بخشی از اظهارات سهراب به وقوع جنگ در منطقه مرتبط بود، اما فرار استقلال و دیگر تیم‌های ایرانی از کشور برای میزبانی مسابقات تیم‌های خارجی تنها محدود به دوران شروع جنگ نشده و قبل از آن نیز به دلیل وضعیت ناپایدار ورزشگاه‌ها و عدم آمادگی آنها، میزبانی به کشور ثالث واگذار شده است.

در آخرین جلسه بررسی وضعیت ورزشگاه آزادی نیز، نمایندگان مجلس و مراجع نظارتی به بحث درباره تأخیر در پروژه پرداختند. مسئولان اجرایی بخش عمده‌ای از تأخیر را به الزامات جدید فیفا و AFC مرتبط می‌دانند؛ دلیلی که نشان‌دهنده این است که مسئله فقط به عملیات عمرانی مربوط نیست، بلکه هماهنگی میان متولیان ورزش، مجری پروژه و نهادهای فوتبالی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.

به همین خاطر، پرونده ورزشگاه آزادی تنها یک پرونده عمرانی نیست؛ بلکه سؤالی است درباره چرایی اینکه فوتبال ایران برای آماده‌سازی یک ورزشگاه موجود، بارها با تغییر زمان بهره‌برداری روبه‌رو شده و مسئولیت هر یک از نهادهای درگیر دقیقاً کجاست.

سهراب از «دوازدهمین بازیکن» استقلال یاد کرد.

اما جنبه فوتبالی ماجرا احتمالاً از خود پروژه بازسازی نیز حیاتی‌تر است. بختیاری‌زاده در شبی که استقلال السد را با نتیجه سه بر صفر مغلوب کرد، به‌جای اینکه صرفاً درباره نتیجه سخن بگوید، از هوادارانی یاد کرد که در صورت برگزاری بازی در تهران، می‌توانستند «فضای حماسی» را برای هر تیمی خلق کنند.

آیا این تنها یک گفته احساسی است؟ شواهد علمی در فوتبال پاسخ مشخصی ارائه نمی‌دهند، اما تحقیقات گوناگونی نشان داده‌اند که وجود تماشاگران می‌تواند به عنوان یک مزیت میزبانی تلقی شود؛ از تأثیر بر عملکرد تیم میزبان گرفته تا تغییر برخی از تصمیمات داور. البته بررسی‌ها در مورد میزان دقیق این تأثیر و اینکه تماشاگر تا چه حد به تنهایی می‌تواند نتیجه بازی را دگرگون کند، به توافق واحدی نرسیده‌اند.

بنابراین باید به اظهارات سهراب اینگونه نگریست که استقلال با وجود هواداران به‌طور قطع برنده نخواهد شد. پیام او به مراتب عمیق‌تر است: «استقلال در تهران صرفاً یک زمین فوتبال به دست نمی‌آورد؛ بلکه فضایی روانی و اجتماعی متفاوت نیز کسب می‌کند».

مسئله به بازگشت به ورزشگاه آزادی محدود نمی‌شود

شاید به همین دلیل باشد که اشاره بختیاری‌زاده فراتر از یک گلایه معمولی ارزش محسوب می‌شود. استقلال در بصره بر السد پیروز شد، اما سرمربی تیم همچنان از عامل بی‌بدیل دیگری صحبت کرد: «خانه و هوادار».

اکنون باید منتظر ماند و دید که آیا وعده جدید برای بهره‌برداری از ورزشگاه آزادی در آذرماه محقق خواهد شد یا بار دیگر این ورزشگاه به یک «تاریخ بعدی» در تقویم فوتبال ایران منتقل می‌شود. چرا که برای استقلال، آزادی صرفاً یک ورزشگاه نیست؛ بلکه بخشی از مزیت میزبانی است که سهراب بختیاری‌زاده در شب پیروزی بزرگ خود از نبودش یادآوری کرد.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا