هزینه تراشی مدارس و فشار بر خانوادهها؛ مدیر مدرسه یا داروغه ناتینگهام؟

اینکه مدارس غیردولتی مدام از خانوادهها هزینههای گزاف دریافت میکنند، مساله تازهای نیست، اما اینکه مدارس دولتی با فشار و تحقیر دست در جیب خانوادهها کنند جای تامل دارد. اخیرا گزارشهایی به «جهانصنعت» رسیده که نشان میدهد برخی مدارس دولتی به بهانههایی نظیر رنگآمیزی دیوارها، تهیه تغذیه سالم، خرید تجهیزات آموزشی و دیگر هزینههای جاری، از خانوادهها پول مطالبه میکنند. برای مثال به گفته یکی از والدین، دبستانی در تهران از خانوادهها خواسته است برای فرزندانشان آجیل تهیه کنند تا بهعنوان تغذیه سالم در مدرسه در اختیار دانشآموزان قرار گیرد.
این در حالی است که معیشت خانوارها روزبهروز تحلیل میرود و دخلوخرج بسیاری از خانوادهها دیگر با یکدیگر همخوانی ندارد. در چنین شرایطی، تحمیل هزینههای گزاف و غیرضروری به والدین چه توجیهی دارد؟ آیا این مساله چیزی جز تشدید فشار اقتصادی بر خانوادهها و شرمندگی دانشآموزانی نتیجهای به همراه دارد؟ آموزشوپرورش و بهویژه دولت بهعنوان متولی اصلی تامین هزینههای آموزش رایگان باید پاسخ دهند که چرا مدارس دولتی به قلک خانوادهها تبدیل شدهاند؟
آقای پزشکیان که همواره از آموزش رایگان و عدالت آموزشی سخن میگوید، باید به این پرسش پاسخ دهد که این شعارها با واقعیت همخوانی ندارد و چرا چنین تخلفاتی صورت گرفته است؟ کمک مردمی به مدارس اقدامی پسندیده است، اما زمانی که با اجبار همراه باشد هیچ توجیهی ندارد. شخص وزیر آموزشوپرورش نیز باید توضیح دهد بودجه این وزارتخانه کجا هزینه میشود که مدارس دولتی برای تامین ابتداییترین نیازهای خود ناچار به دریافت هزینههای متعدد از والدین هستند.
مدرسه دولتی؛ قلک والدین!
یکی از مادران دانشآموزان دبستان دولتی قائممطلق تهران در گفتوگو با «جهانصنعت» با اشاره به هزینههای متعددی که از ابتدای سال تحصیلی از خانوادهها دریافت شده است گفت: دو روز پس از آغاز سال تحصیلی و در نخستین جلسه اولیا و مربیان، مبلغ ۵میلیونتومان بهعنوان کمک مردمی به مدرسه اعلام شد.
البته گفته شد که خانوادهها میتوانند این مبلغ را در دو قسط پرداخت کنند. دوروز بعد نیز جلسه دیگری برگزار شد و یکمیلیونتومان بابت هزینه کتاب از خانوادهها دریافت کردند در حالی که به گفته او، کتابهای تحویلی تنها شامل سه دفتر مشق کوچک بود و ارزش آنها حتی به این مبلغ نمیرسید.
علاوه بر این مبالغ، اعلام کردند که خانوادهها باید ماهانه مبلغی برای تهیه خوراکی دانشآموزان پرداخت کنند. ابتدا مبلغ ۲۰۰هزارتومان اعلام شد، اما این ماه این رقم به یک میلیون و ۲۰۰هزارتومان رسید. این مبلغ جدا از تغذیهای است که خود خانوادهها باید برای فرزندانشان تهیه کنند و به مدرسه بفرستند.
این مادر با اشاره به نحوه تهیه خوراکیها اظهار کرد: قرار بود این پول برای تهیه تغذیه سالم بچهها هزینه شود، اما در عمل معلم برای دانشآموزانی که پاسخ درست میدهند خوراکیهایی مانند آبنبات، گردو و کشمش بهعنوان جایزه در نظر میگیرد. با این حال، خانوادهها باید ماهانه این هزینه را پرداخت کنند.
پساز دریافت این مبالغ جلسه دیگری با اولیا برگزار شد و اعلام کردند که برای تعمیرات مدرسه، رنگآمیزی دیوارها و سرامیککردن کلاسها نیز باید خانوادهها پول پرداخت کنند. حتی پرده کلاسها را هم از مادران گرفتند. هارد کامپیوتر مدرسه را نیز از خانوادهها تهیه کردند، چون به گفته آنها، تجهیزات مورد استفاده معلمان و امکاناتی مانند پرده پروژکتور خراب بود و برای تعمیر یا جایگزینی آنها باید یکی از والدین هزینه میکرد.
وی با اشاره به هزینههای جشنهای دانشآموزان کلاس اول گفت: تقریبا برای هر حرفی که بچهها یاد میگیرند یک جشن برگزار میشود. برای مثال یک روز جشن الفبا یا جشن یکی از حروف را برگزار میکنند و چند روز بعد نوبت حرف دیگری است. در هریک از این جشنها خانواده یکی از دانشآموزان باید برای تمام بچهها خوراکی و هدیهای تهیه کند و هزینه برگزاری جشن را بپردازد.
این هزینهها جدا از مبالغ ماهانهای است که از خانوادهها دریافت میشود. هزینه کمک به مدرسه به حساب خود مدرسه واریز میشود و از خانوادهها میخواهند رسید پرداخت را تحویل دهند تا به پرونده دانشآموز ضمیمه شود، اما هزینههای مربوط به خوراکی و جشنها به حساب مدرسه واریز نمیشود. هرکلاس یک نماینده دارد و نماینده با مادران تماس میگیرد و شماره حساب شخصی خودش را دراختیار آنها قرار میدهد تا مبالغ درخواستی را به حساب او واریز کنند.
وی میگوید: برای دریافت این هزینهها، مادران نمیتوانند گروه مستقلی در پیامرسانها تشکیل دهند و فقط گروه رسمی مدرسه و کلاس وجود دارد. در نتیجه نماینده کلاس بهصورت جداگانه با خانوادهها تماس میگیرد و مبلغ و شماره حساب را اعلام میکند. مبلغ ۵میلیونتومان کمک به مدرسه به حساب رسمی مدرسه واریز میشود، اما هزینههای جشنها و برنامههای کلاسی از طریق حساب شخصی نماینده کلاس جمعآوری میشود. حتی برای کمک به مدرسه نیز از خانوادهها خواستند رسید پرداخت را ارائه کنند تا مشخص باشد چه کسی این مبلغ را پرداخت کرده است.
آموزش رایگان؛ قصهای برای فریب خانوادهها!
محمدرضا نیکنژاد، کارشناس آموزشی با انتقاد از دریافت هزینههای متعدد از خانوادهها در مدارس دولتی به «جهانصنعت» گفت: قطعا این روند به معنای شانه خالیکردن آموزشوپرورش از مسوولیت تامین هزینههای مدارس دولتی است. ما براساس اصل ۳۰ قانون اساسی و یکی دو اصل دیگر ازجمله اصولی که بر عدالت آموزشی تاکید دارند با این تکلیف قانونی مواجه هستیم که آموزش تا پایان دوران متوسطه رایگان باشد و درصورت امکان، دولت این امکان را تا دانشگاه نیز فراهم کند. از پیشدبستانی تا پایان دوره متوسطه، تامین آموزش رایگان وظیفه ذاتی دولت است.
این وظیفه فقط به قانون اساسی ما محدود نمیشود و در قوانین جهانی و نظام دولتهای مدرن نیز بر آن تاکید شده است. دولتهای رفاه، آموزش را از وظایف ذاتی خود میدانند. منابع لازم برای انجام این وظیفه نیز وجود دارد، ازجمله درآمدهای مالیاتی، فروش منابع و سرمایهگذاری در منابع کشور بنابراین دولت موظف است آموزشوپرورش رایگان را تامین کند، اما اکنون از این مسوولیت شانه خالی میکند.
وی افزود: حتی اگر خانوادهای توان مالی داشته باشد و بخواهد فرزندش را در موقعیت آموزشی بهتری قرار دهد این موضوع وظایف دولت را از بین نمیبرد. دولت همچنان باید امکانات آموزشی را برای دانشآموزان خانوادههای کمبرخوردار فراهم کند و عقبماندگیهای آنها را جبران کند. حتی خانوادهای که توان مالی بالایی دارد نیز وظیفه ندارد هزینه تامین آموزش فرزندش را بهجای دولت بر عهده بگیرد. مساله این است که دولت علاوه بر شانهخالیکردن از وظایف قانونی خود هزینههای بیشتری را نیز به خانوادهها تحمیل میکند.
جشن و تغذیه؛ وظیفه خانواده یا مدرسه؟
نیکنژاد با انتقاد از تحمیل هزینههای جانبی مدرسه به والدین توضیح داد: وظیفه خانواده برگزاری جشن در مدرسه نیست. من خبری شنیدم که واقعا تکاندهنده است. گفته میشود برخی مدارس برای هر برگه امتحانی و تکثیر آن از هر دانشآموز ۵۰هزارتومان دریافت میکنند. البته نمیدانم این موضوع تا چه اندازه گستردگی دارد، اما همین موارد نشان میدهد که چه اتفاقی در مدارس میافتد.
نمیدانم وزیر آموزشوپرورش با چه رویی از رایگانبودن آموزش دفاع میکند! در حالی که حتی کتاب درسی بهموقع به دست دانشآموز نمیرسد و وقتی درباره آن سوال میشود پاسخ میدهند که این اتفاق گستردگی ندارد.
یا مثلا گفته میشود اولویت آموزشوپرورش ساخت نمازخانه در مدارس است. شما باید ابتدا عدالت آموزشی را تامین کنید. شما حتی هزینه رفتوآمد بچهها را هم از خانوادهها دریافت میکنید. مساله فقط این نیست بلکه هزینه جشن، اردو، کاغذ و برگه امتحانی، نظافت مدرسه و حتی استخدام نیروی خدماتی نیز به خانوادهها تحمیل میشود.
این کارشناس آموزشی با اشاره به مواردی از مشارکت خانوادهها در نظافت مدارس اظهار کرد: من اطلاع موثق دارم که در برخی مدارس خانوادهها برای اینکه هزینه بیشتری پرداخت نکنند مسوولیت تمیز کردن مدرسه را بهصورت دورهای بر عهده گرفتند. واقعا این چه وضعیتی است؟
آموزشوپرورش نه میتواند نیازهای امروز و فردای دانشآموزان را تامین و برای آنها برنامهریزی کند، نه آموزش رایگان ارائه میدهد و نه امکانات لازم را در اختیار دانشآموزان قرار میدهد. همین وضعیت باعث شده که برخی خانوادهها ترجیح دهند فرزندانشان به مدرسه نروند، بهصورت شبانه درس بخوانند یا حتی از آموزش حضوری فاصله بگیرند.
فساد در سایه پولگیری از والدین
نیکنژاد با اشاره به سازوکارهای مالی مدارس و دریافت مبالغ از خانوادهها بیان کرد: من معلم بازنشسته هستم و همچنان با مدارس سروکار دارم. خودم در جریان بودم که حتی در خوشبینانهترین حالت در مدارسی که مدیران سالمی داشتند وقتی با یک تولیدی برای تهیه لباس فرم دانشآموزان قرارداد میبستند درصدی از پولی که از خانوادهها دریافت میشد به مدرسه اختصاص پیدا میکرد.
تاکید میکنم که در خوشبینانهترین حالت این مبلغ برای مدیر نبود و صرف هزینههای مدرسه میشد یا زمانی که سرویس مدرسه برای دانشآموزان در نظر گرفته میشد طبق قرارداد بخشی از مبلغ دریافتی از خانوادهها به مدرسه اختصاص پیدا میکرد.
این سازوکارها خودشان فسادزا هستند. اساسا آموزشوپرورش نباید در چنین زمینههایی از خانوادهها پول دریافت کند. حالا یک روز برای برگزاری جشن پول میگیرند، روز دیگر برای اردو، روز دیگر برای برگه امتحانی و روزی دیگر برای نظافت مدرسه. این چه وضعیتی است که خانواده باید هزینه تمام این امور را پرداخت کند؟
آجیل ۵میلیونی دربرابر سفرههای خالی
این کارشناس آموزشی با اشاره به درخواست برخی مدارس برای تامین تغذیه سالم دانشآموزان از سوی خانوادهها اظهار کرد: در شرایط اقتصادی کنونی، چنین درخواستهایی خانوادهها را بهشدت تحت فشار قرار میدهد. فرض کنید تعدادی از خانوادهها بتوانند این شرایط را فراهم کنند و حتی از نان شب خود بزنند، اما مساله اصلی آن بخش دیگر جامعه است که واقعا توانایی پرداخت این هزینهها را ندارند. تعداد این خانوادهها نیز کم نیست. اگر بخواهم وضعیت اقتصادی جامعه را ارزیابی کنم بیگمان بیش از ۵۰تا۶۰درصد جامعه امروز برای تامین ضروریات زندگی خود تحت فشار هستند.
حتی بازنشستگان ایرانخودرو یا مخابرات که زمانی از حقوقهای خوب و قابلتوجهی برخوردار بودند امروز با مشکلات معیشتی مواجه هستند. خط فقر طبق گزارشهای رسمی به ۹۰میلیونتومان رسیده است. حتی اگر یک بازنشسته صنایع خودرو ۹۰میلیونتومان هم دریافتی داشته باشد در محدوده خط فقر قرار میگیرد و صرفا میتواند یک زندگی متوسط داشته باشد.
حالا کارمندان، معلمان، کارگران شهرداری و دیگر گروههایی را در نظر بگیرید که دریافتی آنها بهمراتب پایینتر است. درخواستهای مالی مدارس بدون تردید فشارهای خردکنندهای به خانوادههای متوسط و پایینتر از متوسط جامعه وارد میکند. برخی خانوادهها واقعا نمیتوانند این هزینهها را تامین کنند. آجیل کیلویی ۵میلیونتومان است.
شما از یک کارمند عادی که فرضا ۳۰تا۴۰میلیونتومان حقوق میگیرد. چطور انتظار دارید آجیل تهیه کند؟ خانوادهای که باید هزینه رفتوآمد فرزندش به مدرسه، تغذیه روزانه، پوشاک، کتاب، دفتر و نوشتافزار او را بپردازد با چه توانی باید هزینههای دیگری را هم تامین کند؟ این چه وضعیتی است که چنین هزینههایی را به خانوادهها تحمیل میکنید؟
وی ادامه داد: همه این اتفاقات ناشی از بیتوجهی به آموزشوپرورش در سطح سیاستگذاری و سیاستهای کلان است. انگار آموزشوپرورش از اولویت سیاستگذاران خارج شده است. وزیر آموزشوپرورش بهجای اینکه درباره عدالت آموزشی صحبت کند و ببیند این عدالت تا چه اندازه توانسته شکاف طبقاتی جامعه را کاهش دهد، از ساخت نمازخانه حرف میزند. امروز بیش از هر زمان دیگری عدالت آموزشی در ایران خدشهدار شده است.
تحقیر دانشآموزان به جرم فقر والدین
این کارشناس آموزشی با اشاره به پیامدهای روانی و اجتماعی دریافت هزینههای اجباری از خانوادهها گفت: برخی مدارس فشارهایی به خانوادهها وارد میکنند و درنهایت والدین در برابر فرزندانشان شرمنده میشوند. من زمانی که معلم بودم به یاد دارم معاون مدرسه به کلاس میآمد و نام چند دانشآموز را میخواند و از آنها میخواست از کلاس بیرون بروند. دلیلش این بود که خانوادههایشان نتوانسته بودند شهریه را پرداخت کنند.
این رفتار دانشآموز را تحقیر میکند و نتیجه آن چیزی جز دلزدگی و تنفر از آموزشوپرورش، معلم و درس و مشق نیست. بخشی از تنفری که امروز در جامعه نسبت به مدرسه و آموزشوپرورش شکل گرفته ناشی از همین برخوردهاست. دولت وظایف ذاتی خود را به خانوادهها برونسپاری کرده، در حالی که خانوادهها توان انجام این مسوولیت را ندارند. درچنینشرایطی دانشآموز یا بهشدت تحقیر میشود یا بهدلیل ناتوانی مالی خانواده از آموزش فاصله میگیرد.
مدیر مدرسه یا داروغه ناتینگهام؟
نیکنژاد با انتقاد از وضعیت تامین هزینههای مدارس دولتی گفت: در کشورهای پیشرفته و حتی کشورهایی که قابل مقایسه با ما هستند مانند ترکیه، تغذیه رایگان یکی از بخشهای جداییناپذیر نظام آموزشوپرورش بوده، اما در اینجا برای تامین تغذیه سالم دانشآموزان باید دستمان را جلوی خانوادهها دراز کنیم. مدیر مدرسه بهجای اینکه سیاستگذار و مغز متفکر آموزش باشد به داروغه ناتینگهام تبدیل شده است.
کسی که باید در خانه مردم را بزند و دست در جیب آنها کند تا بتواند هزینههای مدرسه را تامین کند. آموزشوپرورش حتی یک ریال هم به مدارس کمک نمیکند و از وظایف ذاتی خود شانه خالی کرده است. در نتیجه مدیر مدرسه بهجای تمرکز بر مسائل آموزشی و تربیتی، ناچار است برای چرخاندن مدرسه از خانوادهها پول جمعآوری کند.
امروز آموزش رایگان در ایران دیگر بیشتر به یک قصه شباهت دارد. مسوولان ادعا میکنند آموزش در ایران رایگان است، اما چون این تعریف کلی است هر کسی برداشت خودش را از آن دارد. میگویند ما مدرسه را بهصورت رایگان در اختیار مردم قرار دادهایم و حقوق معلم را هم پرداخت میکنیم، بنابراین آموزش رایگان بوده در حالی که هر چیزی غیر از این دومورد در نظام آموزشی به خانوادهها برونسپاری شده است.
خانوادهای که نمیتواند هزینه تحصیل فرزندش را تامین کند یا بهشدت تحقیر میشود یا از آموزش فاصله میگیرد، چون توان پرداخت ندارد یا از این وضعیت خجالت میکشد. به همین دلیل بخش مهمی از بازماندگی از تحصیل و آموزش را باید در مسائل اقتصادی جستوجو کرد.
نیکنژاد در پایان افزود: من میتوانم ادعا کنم و برای آن استدلال بیاورم که امروز نظام آموزشی ایران یکی از ساختارهای عدالتزدای آموزشی در جهان است. بیگمان وضعیت ما در این زمینه حتی با بسیاری از کشورهای اطرافمان که از ما جلوتر افتادند نیز قابل مقایسه نیست. طبق برآوردهای جهانی در سال گذشته حدود ۵/۲ درصد از بودجه کل کشور به آموزشوپرورش اختصاص پیدا کرده در حالی که این سهم در جهان حدود ۲۰تا۲۳درصد است. وقتی سهم آموزشوپرورش از بودجه عمومی تا این اندازه پایین باشد، طبیعی است که بخش بزرگی از هزینههای آن از جیب مردم تامین شود.



