داور شیخاوندی به دیار باقی شتافت

داور شیخاوندی، که در تاریخ ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ در تهران درگذشت، در سال ۱۳۱۲ در اردبیل متولد شد. او تحصیلات ابتدایی خود را در زادگاهش آغاز کرده و سپس موفق به دریافت دیپلم ادبی در تهران گردید. در سال ۱۳۳۸ از دانشسرای عالی در رشتههای زبان فرانسه و علوم تربیتی موفق به فراغت از تحصیل شد. پس از آن، از طرف اداره آموزش و پرورش وقت بورسیهای برای ادامه تحصیل در فرانسه دریافت کرد و در این کشور نیز مدرک کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه سوربن به دست آورد.
وی در سال ۱۳۵۳ با اخذ درجه دکترا در زمینه برنامهریزی اجتماعی و نیروی انسانی از دانشگاه سوربن فارغالتحصیل شد. شیخاوندی از سال ۱۳۵۰ به عنوان عضو هیئت علمی در مؤسسه تحقیقات و برنامهریزی علمی و آموزشی وزارت علوم مشغول به کار شد و تا سال ۱۳۵۷ در این جایگاه فعالیت نمود. به موازات این فعالیت، به عنوان عضو هیئت علمی مدعو به دانشگاه کلمبیا در نیویورک دعوت به همکاری شد.
از جمله تألیفات داور شیخاوندی میتوان به آثار «پزشکی آفتزا و دردهای جامعه»، «ده مقاله از مارکس و انگلس»، «تکوین و تکوین هویت ایرانی»، «مدرسهزدایی از جامعه» و «سرگذشت یک خانواده مبارز» اشاره کرد.
ناصر فکوهی، استاد دانشگاه تهران و مدیر مؤسسه انسانشناسی و فرهنگ، در یادداشتی به قلم خود چنین نوشته است: «داور شیخاوندی، جامعهشناس، استاد دانشگاه و نویسنده و مترجم ارزشمند، در روز ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ در تهران درگذشت. دکتر شیخاوندی از والاترین و تأثیرگذارترین چهرههای جامعهشناسی در چند دهه اخیر در ایران به شمار میرفت؛ دوستی گرانقدر و استادی بیهمتا که بیش از بیست سال در شورایعالی مؤسسهی انسانشناسی و فرهنگ فعال بود و در طول تمامی فعالیتهای ما در این مؤسسه، همواره در صف اول کلیهی برنامههای داوطلبانهی آموزشی و فرهنگی قرار داشت.
شیخاوندی در طول سالهای فعالیتش در دانشگاه و در انتشار آثار و ترجمه کتابهای حوزهی جامعهشناسی، خدمات بینظیری را به این علم ارائه داد. از جمله موفقیتهای بارز او میتوان به گسترش دامنهی جامعهشناسی و ارتقای آگاهی عمومی دربارهی آن در ایران و به ویژه با تاکید بر مسائل آسیبهای اجتماعی اشاره کرد. یکی دیگر از نقشهای او، راهیابی آثار ارزشمند ایوان ایلیچ، جامعهشناس بزرگ اتریشی، به دست خوانندگان و دانشجویان علاقمند بود.
شیخاوندی چندین سال پیش، مجموعهای از آثار ایلیچ را به زبان فارسی ترجمه کرد که شامل نقدهای مهم او دربارهی خطرات رویکرد استبدادی در نظام آموزشی، مصرف بیش از حد انرژی و پزشکی شدن جامعهی مدرن بود. شخصیت او به عنوان فردی جذاب و محبوب در مؤسسه ما نه تنها با عضویت در شورایعالی ما، بلکه در پروژهی تاریخ شفاهی فرهنگ مدرن ایران نیز نمایان بوده است، چرا که یک جلد از این پروژه به زندگی و آثار او اختصاص یافته و گفتوگویی طولانی با وی انجام شده که اکنون در مراحل انتشار قرار دارد.
در میان بزرگان علوم اجتماعی کشور، تلاش و پایداری او در علم جامعهشناسی و علوم تربیتی، عشق به فرهنگ و دانش ایران، و زندگی سادهاش که شاکلهاش همچون یک معلم تا پایان عمر در مسیر آزادی و ترقی وطنش ادامه داشت، مثالزدنی است. دکتر شیخاوندی به جز علاقهی عمیقش به ایران، محبتی ویژه به فرهنگ زادگاهش، اردبیل، داشت. در واقع، شیخاوندی با زندگی و تلاشهای علمی خود به عنوان الگویی به یادماندنی برای فرهنگ دانشگاهی ما شناخته میشود و امید است که یاد و خاطرات نیکوی او همیشه زنده بماند و در تاریخ این دیار یادگار شود.



