اطلاعات تازه‌ای از پرونده مرموز کشف جسد مادر و دختر در اکباتان

سه روز پیش، در فضای مجازی، خبری منتشر شد مبنی بر اینکه جسد یک مادر و دختر در شهرک اکباتان کشف شده است و چندین ماه از فوت آنان گذشته است.

به دلیل اینکه این پیج اینستاگرام و حساب توئیتری موردنظر ناشناخته بودند، این خبر به‌طور گسترده‌ای در رسانه‌های کشور پوشش داده نشد. پیگیری‌های خبرنگار تسنیم از نهادهای انتظامی نیز نشان داد که چنین پرونده‌ای به تیم تخصصی پلیس جنایی تهران ارجاع نشده است.

با این وجود، روز گذشته، سه‌شنبه ۲۱ مرداد، یکی از روزنامه‌های کشور گزارشی درباره کشف جسد این مادر و دختر منتشر کرد و جزئیاتی از وقایع مربوطه را به نقل از همسایگان و ساکنان محله ارائه داد. خبرنگار تسنیم مجدداً از مراجع انتظامی و قضائی در خصوص صحت این خبر سوال کرد، اما پاسخ مشابهی دریافت کرد و این بار با قاطعیت بیشتری تأکید شد که چنین رویدادی رخ نداده است.

به‌علاوه، خبرنگار تسنیم جهت بررسی دقیق‌تری از این ادعا، به محل وقوع حادثه واقع در ورودی سوم بلوک ۱۸ فاز دوم شهرک اکباتان رفته و با ساکنان محل درباره حقیقت این ادعا و حواشی آن گفت‌وگو کرد.

مدیرعامل بلوک ۱۸ از پاسخ به درخواست خبرنگار تسنیم برای گفتگو درباره وضعیت خودداری کرد. خبرنگار تسنیم سپس در محوطه بلوک با چند تن از همسایگان زن حدوداً ۸۰ ساله و دختر ۵۰ ساله‌ای که جان خود را از دست داده بودند و همچنین برخی از اهالی بلوک‌های اطراف به گفتگو پرداخت که اظهارات آنان به شرح زیر است.

تلاش اولیه برای ورود به منزل؛ ناکامی دایی و مأمور پلیس

یکی از ساکنان زن این بلوک به خبرنگار تسنیم گفت: پیش از این حادثه، یک بار دیگر نیز بی‌خبری از وضعیت آنان باعث شد که پلیس به محل مراجعه کند. دایی خانم الف که مدتی طولانی از وضعیت خواهر و خواهرزاده‌اش بی‌خبر بود و تمامی تلاش‌هایش برای برقراری تماس با آنان بی‌نتیجه مانده بود، به همراه تعدادی از مأموران پلیس به منزل آنان رفت. مأمور پلیس که به خاطر نگرانی دایی تصور می‌کرد که وضع آنان وخیم است، چندین بار در را می‌زند. اما با شنیدن صدای اعتراض دختر خانواده متوجه می‌شود که آن‌ها زنده‌اند. در این هنگام، مأمور پلیس نتیجه می‌گیرد که مادر و دختر در وضعیت خوبی به سر می‌برند و به احتمال زیاد به دلیل اختلافات خانوادگی، دختر با دایی‌اش درگیر شده و در را به روی آنان باز نمی‌کند؛ بنابراین مأمور و دایی محل را ترک می‌کنند، در حالی که احتمالاً مادر خانواده در همان زمان جان باخته بود.

افسردگی منجر به مرگ یکی از دختران پس از فوت پدر

زنی مسن که در همسایگی متوفیان زندگی می‌کند به خبرنگار تسنیم گفت: حدود ۱۵ سال پیش، پدر خانواده، که مهندس بود، فوت کرد و پس از آن یکی از دختران خانواده به علت افسردگی جدی ناشی از این واقعه به بیمارستان روانی منتقل شد. اما این بستری شدن هم نتوانست حال او را بهتر کند و او در نهایت در همان بیمارستان جان خود را از دست داد. دختر دیگر خانواده که دارای مدرک فوق‌لیسانس شیمی بود، در این مدت در کنار مادرش در آن منزل زندگی می‌کرد.

این زن ادامه داد: از نیمه‌های سال گذشته، خبری از مادر نبود و او از خانه به ندرت بیرون می‌آمد. هر بار هم که همسایگان و نگهبان ساختمان درباره مادر از دخترش سؤال می‌کردند، با رفتار کنایه‌آمیز و خشن دختر مواجه می‌شدند. حتی اگر کسی برای احوالپرسی به منزل آنان می‌رفت، دختر در را نمی‌گشود و در پاسخ به سؤالات همسایگان می‌گفت «به شما ربطی ندارد». نگهبان ساختمان نیز چندین بار با او گفتگو کرد، اما دختر همواره به انتقاد ادامه می‌داد و از پشت در تمایلی به همکاری نشان نمی‌داد. روزهای اخیر، بوی تعفن شدیدی در ساختمان به مشام رسید و موجب نگرانی همسایگان شد. پس از بررسی، مشخص شد که مادر دختر فوت کرده و وضعیت جسد به‌حدی بد بود که تنها استخوان‌ها باقی مانده و بدن پر از حشرات شده بود.

به گفته این زن، همسایگان می‌گفتند در این پنج یا شش ماه که ما در طبقه دیگری بودیم، متوجه چیزی نشده بودند، اما معلوم است که ساکنان طبقات بالایی و پایینی به شدت دچار آزار شده بودند. حتی یکی از آنها گفته بود که مایعی از سقف چکه می‌کرد که ابتدا تصور می‌کردند آب است، اما بعد متوجه شدند که شبیه روغن است و وارد چراغ سقف شده و لامپ را سوزانده؛ مایعی که احتمالاً از تجزیه جسد مادر به طبقه پایین نفوذ کرده بود. با تمامی این اعتراض‌ها، به‌نظر می‌رسید توجه چندانی به این مشکل نشده است. سپس دوباره بوی تعفن شدید در ساختمان پیچید و این

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا