وزیر کار به حمید رسایی درباره تابلو شهدای جنگ با اسرائیل واکنش نشان داد

احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در یادداشتی مدنظر قرار داده که قابی از تصاویری از شهدای کشور، با تنوع سنی و نوعی، تنها حس عمیق اندوه و افسوس از فقدان این عزیزان را به مخاطب منتقل میکرد. من هم مانند افرادی که در تاریخ ۲۴ تیر در سالن ۱۷ شهریور وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی گرد هم آمده بودند، از تماشای تصاویر این شهدا چشمانم مملو از اشک شد. تا به حال مشابه چنین تصاویری را ندیده بودم. یادداشت آقای رسایی در نقد نمایش این تصاویر روی نمایشگر وزارتخانه، به نکتهای اشاره کرده بود که هرگز به ذهنم خطور نکرده بود. پس از بررسی بیشتر، تابلوی نصب شده در تهران درباره شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه توسط شهرداری را دقیقتر نگریستم.
در روز جمعه که در مراسم وداع با پیکر مرحوم دکتر احمد توکلی شرکت کردم، در مسیر بازگشت پوستری را مشاهده کردم که توسط چند سازمان دولتی منتشر شده بود و در آن، تصویر زنی بدون روسری به نمایش گذاشته شده بود. در هنگام بازگشت، به تصاویری توجه کردم که به نام «خانوادۀ ایران» توسط شهرداری تهران در سطح شهر نصب شده بود؛ در این پوسترها، تصویری از دختری بالای ۲۰ سال بدون پوشش متعارف مشاهده میشد. در طول مسیر به خانه حداقل دو تابلوی دیگر را دیدم که تصاویر دختران شهید بالغ را بدون حجاب معمول شرعی به نمایش گذاشته بودند.
راستش اگر به حافظۀ گذشتهام برگردم، نه تنها انتشار تصاویر زنان بدون روسری برایم سوالبرانگیز بود، بلکه به یاد دارم که نمایش تصاویر خانمهای متوفا در بین جامعه و مناطق مختلف کشور، امری نادر تلقی میشد. اما این مشکل، خطای دید آقای رسایی نیست؛ زیرا همانطور که او مطرح کرد، میتوان از تصاویری که نشاندهنده شهدای زن هستند، حداقل دو تفسیر مختلف برداشت کرد. من نیز دو تفسیر از این نوشته آقای رسایی ارائه میکنم: نخست؛ نمیدانم چرا نمایش تصویر شهدای زن بدون حجاب برای شهرداری تهران شبههانگیز نیست، در حالی که این مورد برای وزارت کار موضوعی سوالبرانگیز است.
همکار دیگر آقای رسایی پیشتر از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی انتقاد کرده بود که چطور فردی که ۱۵ سال پیش با یکی از رادیوهای بیگانه مصاحبه داشته، همچنان در یکی از زیرمجموعههای این وزارتخانه مسئولیت اجرایی دارد. این فرد در دوره شهرداری قبلی نیز پست مشابهی در صندوق بازنشستگان کارکنان شهرداری داشته است که آنجا مشکلی نداشت؛ اما در وزارت کار عبور از خط قرمز محسوب میشود.
دوم؛ مجید تهرانیان، نوۀ ملکالشعرای بهار – که روحش شاد باد – در حین جشنهای ۲۵۰۰ سالۀ رژیم پهلوی، در سخنرانی خود این نکته را بیان کرد که فرهنگ ایرانی از سه ریشه تشکیل شده است: فرهنگ شیعه، ایران باستان و فرهنگ مدرن؛ هر یک از این فرهنگها ریشه عمیقی در ذهن و روح ایرانیها دارند و هر کس به دنبال حذف یکی از این فرهنگها برآید، نخواهد توانست به اهداف و آرمانهای خود دست یابد.
ما به ترکیبی هماهنگ از این سه میراث ارزشمند انسانی و داخلی نیاز داریم. در دورههای گذشته، رژیم پیشین نتوانست سخنان مجید تهرانیان، استاد برجستۀ اقتصاد سیاسی تحصیلکردۀ دانشگاه هاروارد را تحمل کرده و او را به بازجویی ساواک کشاند. او حقیقتی بزرگ را مطرح کرده که هنوز هم برای ما آموزنده است. از دیدگاههای انتقادی نمیتوان از دین و ایران دفاع کرد؛ برای دفاع از کشور در امروز، نیاز به نگاهی جامع به تنوع و گستردگی علایق و سلیقههای مختلف اجتماعی داریم. نگاهی که به رسمیت شناختن این تنوعات را محور قرار دهد و با ایجاد وفاق و گفتوگو، زیر یک چتر واحد برای دفاع از ایران، موجب همدردی، همراهی، همسرنوشتی و اتحاد شود نه حذف و طرد؛ «چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید.»



