دلایل کاهش سطح سیاست در ایران پس از دوران احمدی نژاد چیست؟

عباس عبدی در روزنامه اعتماد اظهار داشت: دستیابی به مقام با تکیه بر رانت و نوعی تبعیض، که پیش از این نیز وجود داشت، اکنون به شدت گسترش یافته و تشدید شده است.

عامل اصلی افزایش درآمدهای نفتی است؛ و اما این افزایش به گونه‌ای است که حتی در خواب نیز تصور نمی‌شد که سالانه بیش از صد میلیارد دلار درآمد نفتی به دست آید و این موضوع عقل و تدبیر را از مدیریت دولتی سلب کند. چنین وضعیتی در دوران شاه نیز مشاهده شد. در سال ۱۳۵۲ و با افزایش چشمگیر درآمدهای نفتی، شاه از عقلانیت موجود در سازمان برنامه و بودجه فاصله گرفت و به تنهایی به مدیریت امور پرداخت و تبعات آن اتفاقات به خوبی آشکار شد.

توسعه منطقه‌ای و نظامی، ولخرجی و فساد در سرلوحه امور قرار گرفت و تمسخر کارشناسان برنامه و بودجه و وزرا در دستور کار شاه قرار گرفت. در این زمینه، مواضع احمدی‌نژاد نیز به شکل مشابه یا حتی عمیق‌تری نمایانگر شد. تمسخر اقتصاددان‌ها و انحلال سازمان برنامه در کنار قرار دادن بودجه در یک جزوه کوچک و نادیده گرفتن برنامه چهارم، همگی ناشی از این شرایط بود.

عامل دیگری که با مورد اول در ارتباط است، کاهش فضایی برای سیاست و اعمال حذف و تبعیض به ویژه در عرصه مدیریت و گزینش‌ها بود. نه تنها راه برای مشارکت و حضور دیگران در صحنه سیاست تنگ‌تر شده، بلکه رسانه‌ها نیز به وضعیتی رانت‌خوارانه دچار شدند. رسانه‌های رسمی که از بودجه عمومی تغذیه می‌کردند، همچون قارچ از خاک زنده شدند و آخرین میخ را بر تابوت رقابت و مشارکت با قانون مشهور به انتصابات، که در سال ۱۴۰۱ به تصویب رسید، کوبیدند.

این فضا نشأت‌ گرفته از چه چیزی است و چه ثمراتی به ارمغان می‌آورد؟ بیایید به فوتبال اشاره کنیم. به اتفاق نظر، دو ستاره مشهور فوتبال، مسی و رونالدو اگرچه به رقابت مشغول‌اند و شاید از موفقیت یکدیگر ناخشنود باشند، اما به طور غیرخواستنی یکدیگر را به پیشرفت تشویق کرده‌اند. آنها در بهترین تیم‌ها بازی کردند.

اگر در یک لحظه تصور کنیم که یک تیم دسته دومی ایرانی با بودجه‌ای کلان یکی از این دو بازیکن را در اوج و با قیمت بسیار بالا جذب کند، چه خواهد شد؟ نتیجه آن سقوط تیم است. بهترین بازیکن فقط در اسطوره‌ترین تیم‌ها و در رقابت با برترین‌ها در بهترین لیگ‌های فوتبال می‌تواند خود را نشان دهد. برای این موفقیت، وجود مربی کارآزموده، ورزشگاه‌ عالی، لیگ منظم و عاری از فساد، نظارت قوی، رسانه‌های معتبر و کارشناسان باتجربه فوتبال و گروه‌های تخصصی تغذیه و پزشکی ضروری است.

اگر دقت کنیم، سطح بازیکنان تیم‌ها تقریباً یکسان است. نمی‌توان انتظار داشت شما بهترین فوروارد دنیا را در کنار یک دروازه‌بان بسیار ضعیف در تیم خود داشته باشید. یک دروازه‌بان خوب نیز به مدافع و هافبک‌های با کیفیت نیاز دارد و بالعکس.

تیم‌های سیاسی در ایران به دلیل تبعیض‌های رسانه‌ای و مالی و ممنوعیت‌های مختلف به شدت کاهش یافته‌اند. به جای آنکه این عرصه گسترش یابد، کوچک‌تر شده است. تصور کنید که فردی تیم بسکتبال بسازد و خود به عنوان بازیکن با قد ۱۵۰ سانتی‌متر در آن تیم بازی کند و از ورود بازیکنان با قد بالاتر از ۱۵۰ سانتی‌متر جلوگیری کند؛ چنین تیمی خواهد شد مضحک و بی‌مزه.

وضعیت سیاسی حتی وخیم‌تر از این است. شرایط بازی و قضاوت و تمامی عوامل دیگر نیز نامناسب است. در چنین فضایی، بازیکنان با قد بلند از ابتدا کنار گذاشته می‌شوند و آنهایی که وارد میدان می‌شوند، به علت نبود رقابت، در سطح نازل و ابتدایی باقی می‌مانند. تاکتیک و تکنیک غالب آنها به خطا و زد و خورد و فحاشی تبدیل می‌شود. ایده‌ای برای پیشبرد بازی ندارند و اصولاً مربی حرفه‌ای نیز ندارند؛ مدیران غیرحرفه‌ای در تیم همه کاره می‌شوند! شرط‌بندی‌ها به منبع درآمد و حاشیه فعالیت‌ها تبدیل می‌شوند.

بنابراین، تا زمانی که عوامل تبعیض و رانت از عرصه رسانه، داوری و حضور اجتماعی زدوده نشود، شاهد رقابتی سازنده نخواهیم بود که منجر به شکل‌گیری بازی زیبا و منصفانه و ظهور بازیکنان برجسته گردد. استعدادهای سیاسی و برنامه‌ها در چنین فضایی به رونق می‌رسند، ادبیات سیاسی بهبود می‌یابد و خشونت کلامی و ادبی کاهش یافته و دیدگاه‌های امیدبخش و ایده‌های خلاق جایگزین آنها خواهند شد.

 

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا