از تصویب اشغال غزه تا خلع سلاح حزب‌الله و توافق میان ارمنستان و آذربایجان؛ این رویدادها چه معنایی دارند؟

تصرف کامل غزه به معنی الحاق این سرزمین به سرزمین‌های اسرائیل است که با استناد به تصویب‌نامه غیرقانونی کابینه امنیتی خود، ادعای مالکیت بر آن را مطرح خواهد کرد. هرچند کشورهای عربی و نهادهای بین‌المللی با این تصمیم کابینه امنیتی رژیم صهیونیستی مخالفت کرده‌اند، اما این رژیم که از حمایت آمریکا برخوردار است، به این اعتراضات توجهی نخواهد کرد و با وحشیانه‌ترین جنایت‌ها برای بیرون راندن ساکنان غزه از سرزمینشان اقدام خواهد کرد. این رفتار بخشی از طرح بزرگ‌تر تحقق اسرائیل بزرگ است که صهیونیست‌ها در حال پیاده‌سازی آن هستند.

تصویب خلع سلاح حزب‌الله لبنان به دست دولت این کشور تحت فشار آمریکا، توطئه‌ای خطرناک را به دنبال دارد. ممکن است برخی بپرسند چرا در کشوری با ارتش، یک گروه مسلح باید وجود داشته باشد؟ در نتیجه این نظریه قابل قبول نیست که حزب‌الله لبنان باید خلع سلاح شود. این برداشت فقط در صورتی منطقی است که دولت و ارتش لبنان قادر به انجام وظیفه خود در حفاظت از کشور باشند و از تجاوز دشمن جلوگیری کنند. تاریخ نیم قرن اخیر لبنان نشان داده که نه دولت این کشور این اراده و قدرت را دارد و نه ارتش می‌تواند به وظایف خود رسیدگی کند. به همین دلیل بود که حزب‌الله لبنان در دهه ۶۰ تأسیس شد و تجربیات نشان داده تنها حزب‌الله بود که توانست ارتش متجاوز اسرائیل را که تا بیروت پیشروی کرده بود، از سرزمین لبنان بیرون راند و استقلال این کشور را حفظ کند و به ویژه این که از حمایت گسترده مردمی برخوردار است.

مساله حیاتی‌تر این است که ایالات متحده و اسرائیل با تأکید بر خلع سلاح حزب‌الله، به دنبال اجرای نقشه‌ای پیچیده‌تر هستند. آن‌ها آگاه‌اند که ارتش لبنان نه اراده‌ای برای رویاروی با حزب‌الله دارد و نه از نیروی لازم برای برقراری این کار برخوردار است. طراحان این توطئه خلع سلاح حزب‌الله در واقع می‌خواهند ارتش لبنان را در معرض فروپاشی قرار دهند و به راحتی کشور دارای موقعیت خاص لبنان را تصاحب کنند. در این راستا، آن‌ها از مصوبه دولت لبنان علیه حزب‌الله بهره‌برداری کرده و لبنان را به صحنه یک نبرد سنگین تبدیل خواهند کرد. مشخص است که چنین هرج ومرجی بهترین زمین‌سازی برای دستیابی اسرائیل به اهداف توسعه‌طلبانه‌اش در لبنان خواهد بود.

امضای قرارداد صلح میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان ضرورت داشت، اما این کار نه تنها باید تحت نظارت ایران انجام می‌شد، بلکه به دست آمریکا و با هدف گسترش سلطه‌اش در حوزه قفقاز و کنترل مسیرهای ارتباطی غرب به شرق و همچنین تنگ‌تر کردن محاصره ایران صورت می‌گرفت. این قرارداد صلح باید تحت هدایت جمهوری اسلامی ایران بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان تنظیم و امضا می‌شد تا از نفوذ آمریکا به منطقه قفقاز جلوگیری به عمل آید و ایران نیز در معرض دخالت‌های بیگانگان در مرزهای شمال غربی خود قرار نگیرد.

از ایالات متحده بیش از گسترش سلطه‌اش در نقاط مختلف جهان و حمایت از رژیم تروریستی و جعلی صهیونیستی به هیچ چیز دیگری نمی‌توان امید داشت. صهیونیست‌ها همواره در تلاش‌اند تا در راستای توسعه اسرائیل، قلمرو نفوذ خود را گسترش دهند. بنابراین، باید دولت‌های منطقه را سرزنش کرد که چرا با اتحاد و همبستگی، از منافع ملت‌های خود دفاع نمی‌کنند و در مقابل نفوذ آمریکا و رژیم صهیونیستی سد نمی‌سازند. در این میان، از دولت جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگ‌ترین کشور منطقه، انتظاری دوچندان می‌رود. دیپلماسی ما باید به گونه‌ای قدرتمند عمل کند که در هیچ زمینه‌ای به بیگانگان فرصتی برای مداخله ندهد و با ایجاد وحدت و همبستگی میان دولت‌های منطقه، راه را بر نفوذ قدرت‌های سلطه‌گر ببندد. این خواسته‌ای منطقی است که می‌توان با تکیه بر اراده، استفاده از نیروهای کارآزموده و با اتخاذ سیاست جامع و هوشمندانه به تحقق رساند.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا