گفتوگو با هوش مصنوعی تغییراتی در نگرش سیاسی به همراه دارد!

تحقیقات انجامشده در زمینه رفتار رأیدهندگان واقعی، نشان میدهد که تعامل با یک چتبات هوش مصنوعی میتواند تأثیر قابلتوجهی بر نظرات سیاسی افراد بگذارد. این چتباتها میتوانند در ات بزرگ، بر روی رأیدهندگان اثر بگذارند و تأثیر عمیقتری بر نگرشهای سیاسی نسبت به کمپینها و تبلیغات سنتی داشته باشند.
، یک تحقیق تازه که در نشریه نیچر منتشر شده، حاکی از آن است که پس از گفتگوی شرکتکنندگان با یک چتبات، ترجیحات آنها در ات واقعی تا ۱۵ درصد دچار تغییر شد. در یک مقاله دیگر که در مجله ساینس به چاپ رسیده، پژوهشگران نشان دادند که توانمندی این چتباتها به دلیل قابلیت آنها در تنظیم حجم گستردهای از اطلاعات در قالب یک مکالمه است.
به گزارش نیچر، دیوید رَند، یکی از نویسندگان هر دو تحقیق و پژوهشگر علوم شناختی در دانشگاه کرنل در ایتاکا، نیویورک اظهار میدارد: نتایج بهدستآمده بیانگر قدرت اقناعی چتباتها است که روزانه بیش از صد میلیون کاربر با آنها ارتباط برقرار میکنند.
دو مقاله بهایننتیجه رسیدند که چتباتها دیدگاههای رأیدهندگان را نه از طریق ایجاد احساسات یا قصهگویی بلکه با انباشت اطلاعات به کاربر تحت تأثیر قرار میدهند. هرچه اطلاعاتی که چتباتها ارائه میدهند، قانعکنندهتر باشد، احتمال تولید ادعاهای نادرست نیز افزایش مییابد.
لیزا آرگایل، پژوهشگر علوم اجتماعی محاسباتی در دانشگاه پردو در وستلافایت، ایندیانا میگوید: این موضوع میتواند هوش مصنوعی را به «چیزی بسیار خطرناک» تبدیل کند، بهجای اینکه مردم را آگاهتر سازند، آنها را به بیاطلاعی بیشتری سوق میدهد. او همچنین خاطرنشان میکند که دامنه این تحقیقات «بسیار گسترده» است و مقیاس آنها فراتر از آن چیزی است که معمولاً در علوم اجتماعی مشاهده میشود.
تأثیر هوش مصنوعی
گسترش سریع چتباتها از زمان ورودشان به دنیای عمومی در سال ۲۰۲۳، نگرانیهایی را در خصوص توانایی آنها در تأثیرگذاری بر افکار عمومی بهوجود آورده است.
برای ارزیابی میزان تأثیر هوش مصنوعی بر باورهای سیاسی، پژوهشگران از نزدیک به ۶۰۰۰ شرکتکننده در کشورهای کانادا، لهستان و ایالات متحده درخواست کردند ترجیحات خود را درباره نامزدهای خاص در ات رهبری اخیر، از صفر تا ۱۰۰ امتیازدهی کنند. سپس بهطور تصادفی شرکتکنندگان را برای گفتگوی رفتوبرگشتی با چتباتی که بهمنظور حمایت از یک سیاستمدار خاص طراحیشده بود، کردند. پس از این گفتگو، دوباره از آنها خواسته شد تا نظر خود را درباره نامزد امتیازدهی کنند.
بیش از ۲۳۰۰ شرکتکننده در ایالات متحده این آزمایش را قبل از ات ۲۰۲۴ میان رئیسجمهور دونالد ترامپ و معاون سابق رئیسجمهور کامالا هریس انجام دادند. زمانی که نامزدی که چتبات برایش طراحی شده بود با ترجیح اولیه شرکتکننده مغایرت داشت، نمره فرد بین دو تا چهار واحد به سمت آن نامزد تغییر میکرد. تحقیقهای پیشین نشان داده است که دیدگاههای مردم معمولاً پس از مشاهدۀ تبلیغات سیاسی مرسوم کمتر از یک واحد تغییر میکند.
این تأثیر برای شرکتکنندگان کانادایی و لهستانی که آزمایش را قبل از ات کشورشان در اوایل امسال پشت سر گذاشتند، بهمراتب بیشتر بود: ترجیحات آنها بهطور متوسط حدود ۱۰ واحد به سمت نامزد دیگر جابهجا شد. رند میگوید او از اندازه این تأثیر «کاملاً متعجب و شگفتزده» شده بود. او همچنین اشاره میکند که ممکن است اثر چتباتها در ایالات متحده بهدلیل جو سیاسی قطبی، که در آن مردم معانی و احساسات شدیدی درباره نامزدها دارند، ضعیفتر باشد.
در مجموع، چتباتهایی که تمرکزشان بر سیاستهای نامزد بود، اثرگذاری بیشتری نسبت به آنهایی داشتند که بر جنبههای شخصیتی افراد تمرکز میکردند. بهنظر میرسید شرکتکنندگان بهشدت تحتتأثیر قرار میگرفتند، زمانی که چتبات شواهد و حقایق را ارائه میداد. برای رأیدهندگان لهستانی، درخواستی از چتبات برای عدم ارائه حقایق باعث کاهش قدرت اقناعی آن تا ۷۸ درصد میشد.
در هر سه کشور، مدلهای هوش مصنوعی که از نامزدهای راستگرا حمایت میکردند، بهطور مداوم ادعاهای نادرست بیشتری در مقایسه با آنهایی که از نامزدهای چپگرا طرفداری میکردند، ارائه دادند. رند میگوید این یافته منطقی است؛ زیرا که مدل هوش مصنوعی از اینترنت بهعنوان منبع ادعاهایش بهره میبرد و تحقیقات قبلی نشان میدهد که کاربران رسانههای اجتماعی در سمت راست بیشتر اطلاعات نادرست را نسبت به کاربران سمت چپ به اشتراک میگذارند.
قانعکننده، اما نادرست
یک مجموعه اضافی از آزمایشها که نزدیک به ۷۷ هزار نفر در بریتانیا را تحت پوشش قرار میداد، نشان داد که شرکتکنندگان بهطور یکسان تحت تأثیر اطلاعات صحیح و نادرستی بودند که چتبات ارائه میکرد.
این مطالعه بهجای تمرکز بر نامزدهای خاص، از شرکتکنندگان درباره بیش از ۷۰۰ موضوع سیاسی نظیر سقط جنین و مهاجرت سؤال کرد. پس از بحث درباره یک موضوع خاص با چتبات، امتیازهای شرکتکنندگان بهطور متوسط پنج تا ۱۰ واحد به سمت موضعی که به چتبات دستور داده شده بود جابهجا شد، در مقایسه با تغییر ناچیزی که در گروه کنترلی مشاهده شد که هیچگونه گفتگویی با هوش مصنوعی یا انسانها نداشتند. پژوهشگران دریافتند که بیش از یک سوم از این تغییرات از نظر وقتی که بیش از یک ماه بعد دوباره با شرکتکنندگان رابطه برقرار شد، باقی ماند.
این آزمایشات همچنین تأثیر سبکهای مختلف مکالمه و مدلهای گوناگون هوش مصنوعی از مدلهای کوچک متنباز تا پیشرفتهترین رباتهای چت جیپیتی را مقایسه کردند. اگرچه نوع دقیقی که استفاده میشد تأثیر قابلتوجهی نداشت، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که گفتگوی رفتوبرگشتی، کلید اثرگذاری است. اگر همان محتوا بهصورت یک پیام ایستا و یکجانبه ارائه میشد، تنها تا نصف اندازه مکالمه جذابیت و قانعکنندگی داشت.
علیرغم اینکه برخی از پژوهشگران از توانایی هوش مصنوعی برای شخصیسازی پیامها بر اساس ویژگیهای دقیق دموگرافیک کاربران نگران بودند، آزمایشات نشان دادهاند که وقتی چتباتها تلاش کردند دلایل را شخصیسازی کنند، تنها تأثیر ناچیزی بر نظر افراد داشت.
بهجای آن، نویسندگان نتیجه میگیرند که سیاستگذاران و توسعهدهندگان هوش مصنوعی باید بیشتر نگران نحوه آموزش مدلها و چگونگی درخواست کاربران از آنها باشند، عواملی که میتوانند باعث شوند چتباتها صداقت را به خاطر تأثیرات سیاسی فدای منافع خود کنند.
رند میگوید: در هنگام تعامل با چتباتها، آنها هر دستوری را که طراح به آنها داده، اجرا میکنند. شما نمیتوانید فرض کنید که همه آنها دستورالعملهای خیرخواهانه مشابهی دارند و باید همواره به انگیزههای طراحان و اینکه چه اهداف سیاسی به آنها محول شده است، فکر کنید.



