چرا دست محقق کشف انبساط جهان از دریافت «نوبل» محروم ماند؟

ادوین هابل (۱۸۸۹-۱۹۵۳) نخستین فردی بود که شواهدی برای اثبات انبساط جهان ارائه داد. او همچنین متوجه شد که کهکشان راه شیری بخشی از یک مجموعه بسیار بزرگتر از کهکشان‌هاست. به این ترتیب، هابل به یکی از شخصیت‌های کلیدی علم نجوم در قرن بیستم تبدیل شد. با اینکه این ستاره‌شناس آمریکایی یکی از پیشگامان حوزه خود به‌شمار می‌رود و دستاوردهایش تاثیر زیادی بر فیزیک مدرن گذاشت، اما هیچ‌گاه موفق به دریافت جایزه نوبل نشد.

ادوین هابل در تاریخ ۲۰ نوامبر ۱۸۸۹ در ایالت میسوری آمریکا به دنیا آمد. او پسری با استعدادهای فراوان بود که به علوم، ادبیات، زبان‌های مختلف و حتی حقوق علاقه داشت. هابل در سال‌های جوانی آنقدر درخشان بود که بورسیه رودز را دریافت کرده و در دانشگاه آکسفورد حقوق را مطالعه کرد، اما اشتیاقش به نجوم و مشاهده آسمان، او را به سوی دیگر مسیرها کشاند.

پس از سال‌ها جست‌وجو در رشته‌های مختلف، او سرانجام به کشف مسیر واقعی خود پرداخت؛ مسیری که وی را از مطالعه حقوق به رصدخانه مونت ویلسون و قله‌های علمی رساند و به یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های تاریخ علم بدل کرد. مردی که نه تنها درک ما از کیهان را متحول ساخت، بلکه معنای «جهان» را به نوعی تازه بازتعریف کرد.

در دوران نوجوانی، او بیشتر به خاطر توانایی‌های ورزشی‌اش از جمله بیسبال و فوتبال شناخته می‌شد. هابل در دبیرستان در این دو ورزش موفق بود و در سال ۱۹۰۷، تیم بسکتبال دانشگاه شیکاگو را به قهرمانی بزرگ خود رساند.

تحصیلات هابل با اخذ مدرک لیسانس علوم در سال ۱۹۱۰ آغاز شد. در دوران دانشجویی، او به عنوان دستیار در آزمایشگاه رابرت میلیکان، که برنده جایزه نوبل و کاشف مقدار بار بنیادی بود، فعالیت داشت.

هابل مدرک حقوق خود را به عنوان یکی از بورسیه‌های رودز در دانشگاه آکسفورد کسب کرد که این نشان‌دهنده تنوع فکری او بود. او همچنین زمانی را به یادگیری زبان اسپانیایی اختصاص داد. با این حال، علاقه عمیقش به علم و نجوم بر تمامی دیگر اشتیاق‌هایش غلبه داشت.

در دهه ۱۹۲۰، او از تلسکوپی به قطر ۱۰۰ اینچ در رصدخانه مونت ویلسون واقع در کالیفرنیا برای رصد کهکشان‌های دوردست بهره‌برداری کرد.

همه کهکشان‌ها به رنگ قرمز ظاهر می‌شدند. از نظر طیفی، رنگ قرمز نشان‌دهنده فرکانس پایین است. هابل نتیجه‌گیری کرد که کهکشان‌ها در حال فاصله گرفتن از زمین هستند، بنابراین طول موج‌های نوری آنها کشیده شده است.

جهان ما برخلاف تصور آلبرت اینشتین، که آن را ایستا می‌دانست، در واقع جهانی در حال انبساط بود، همان‌طور که هابل مشاهده کرده بود. این یافته‌ها به پیدایش نظریه «مه‌بانگ» کمک کرد.

علیرغم دستاوردهای قابل توجه ادوین هابل در عرصه نجوم، وی هرگز موفق به کسب جایزه نوبل نشد و دلایل مختلفی برای این امر وجود دارد.

  • نخست، در زمان یافته‌های هابل در سال ۱۹۲۹، جوایز نوبل فیزیک به دستاوردهای نجومی تعلق نمی‌گرفت. او تلاش کرد تا نجوم را به عنوان بخشی از علم فیزیک به رسمیت بشناساند.
  • دوم اینکه، کار هابل حقیقتا نوآورانه و انقلابی بود و ممکن است کمیته نوبل نتوانسته باشد به‌طور کامل پیامدهای آن را در آن زمان درک کند.
  • سوم اینکه، پژوهش‌های هابل بیشتر بر مبنای مشاهدات بود و از نظریه و آزمایش در آن زمان پشتیبانی نمی‌شد. این کشفیات به تفسیر شخصی هابل از داده‌های انتقال به سرخ وابسته بود. به همین دلایل شاید او از دریافت این جایزه معتبر بار دیگر بی‌نصیب ماند.

تلاش‌های هابل به‌عنوان یک شواهد اساسی در تایید نظریه انبساط جهان به شمار می‌رود و او اکنون نام خود را بر سر یک دهانه برخوردی روی ماه و یک سیارک به یادگار نهاده است.

میراث او به‌ویژه زمانی که در سال ۱۹۹۰ تلسکوپ فضایی هابل به فضا فرستاده شد و تصاویر فوق‌العاده‌ای از سحابی‌ها، کهکشان‌ها و دیگر پدیده‌های کیهانی را ثبت کرد، بیشتر تثبیت شد.

هابل در سال ۱۹۵۳ بر اثر سکته قلبی درگذشت.

هابل نه تنها مرزهای دانش بشری را جابه‌جا کرد، بلکه به ما آموخت که جایگاهمان در کیهان چقدر کوچک و در عین حال چقدر عظیم است. اگرچه او هرگز مدال نوبل را در دستانش نگرفت، اما جهان در حال انبساطی که او برای ما نمایان ساخت، بزرگ‌ترین هدیه‌ای بود که یک دانشمند می‌توانست به نسل‌های آینده ارائه دهد. نام هابل امروز، هم بر سطح ماه، هم در آسمان و هم در عمق فضا با تلسکوپی که دنیای ما را بهتر تفسیر کرده، همچنان درخشان است؛ شاهدی بر اینکه برخی افراد، حتی بدون مدال‌ها و گواهی‌های رسمی، جاودانه در تاریخ علم باقی می‌مانند.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا