نگاهی به زندگی یک بانوی مستقل/ بررسی یک اثر ادبی

حلیمه آزموده به همراه سه زن اسیر دیگر به مدت یک سال و هفت ماه تحت شرایط سخت و طاقتفرسا در زندان نفرتانگیز «الرشید» زندگی کردند. در این ایام، آنها شاهد شکنجههای ظالمانهای بودند که به مردان اسیر تحمیل میشد. به منظور اعتراض به رفتار غیرانسانی عراقیها و همچنین اطلاعرسانی به صلیب سرخ دربارهی وضعیت خود و ثبت نامشان، به مدت ۲۰ روز دست به اعتصاب غذا زدند.
، سرزمین وسیع و باشکوه ایران اسلامی همیشه مهد رشد و بالندگی دلاوران و شیرزنان این دیار بوده و خواهد بود. بررسیهای تاریخی نشان میدهد که این ملت بزرگوار، همواره در برابر ناعدالتی و ظلم ایستاده و به ستمگران و غارتگران نباخته است. در واقع، این استقامت و فداکاری، روزهای فراموشنشدنی و افتخارآمیزی را در تاریخ ایران به ثبت رسانده است.
هرچند که آمار دقیقی دربارهی تعداد زنان اسیر در جنگ تحمیلی وجود ندارد، اما در بعضی منابع به ۱۷۱ زن اسیر اشاره شده است. از جمله این بانوان قهرمان آزاد شده میتوان به خانمهایی چون خدیجه میرشکار، دکتر معصومه آباد، دکتر فاطمه ناهیدی، حلیمه آزموده، شمسی بهرامی و بهجت افراز (امالاسرا) اشاره کرد. همچنین محمد جواد زمزدیان، دبیر کنگره شهدای غریب اسارت، میافزاید که پیکر ۱۱ بانوی شهید اسیر هنوز در حالت مفقود است.
در کتاب «من زندهام» که توسط معصومه آباد نگاشته شده، نام «حلیمه آزموده» نیز در میان اسرا به چشم میخورد. بدین منظور، با استناد به دانشنامه آزادگان (۱۳۹۷) نگاهی به زندگی این بانوی فداکار خواهیم داشت.
حلیمه آزموده در سال ۱۳۳۵ در آبادان متولد شده است. در اوایل جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، او به عنوان ماما در بیمارستان سوم شعبان آبادان فعالیت میکرد. پس از اینکه راکتی به بیمارستانی که در آن کار میکرد برخورد کرد، مسئولان بیمارستان تصمیم به مرخصی دادن برخی کارکنان گرفتند تا در صورت بروز حملات بعدی، تمامی نیروها را در یکلحظه از دست ندهند. پس از حدود یک ماه جنگ، او مرخصی میگیرد تا خانوادهاش را در شیراز ملاقات کند، ولی خاطرات تلخی که در این مدت از جنگ دیده بود، رهایش نمیکند: «نوزادی دیدم که رودهاش آویزان بود؛ زن و مرد و کودکانی که زخمی شده بودند؛ قلب مردی را دیدم که از پشت کمرش سقوط کرده و هنوز میتپید …»
با علم به اینکه آبادان در ناحیهای حساس و در آستانه سقوط قرار دارد، او با وجود اصرار خانوادهاش به خانه برمیگردد. بازگشت به آبادان باعث میشود که در جاده ماهشهر- آبادان به اسارت نیروهای بعثیها درآید. او به همراه ۱۹ مرد اسیر سوار بر خودروی «ولوو» شده و به عراق منتقل میشود. در ابتدا به تنومه عراق، که نزدیک بصره واقع شده، منتقل میشود و یک هفته بدون آب و غذا در آنجا اسیر میماند و پس از آن به استخبارات عراق فرستاده میشود. دشمن با تهدید از او میخواهد اطلاعاتی دربارهی نیروهای پاسدار ارائه دهد، اما این زن ایرانی با استقامت و شجاعت در برابر آنها سکوت میکند.
آزموده به همراه سه بانوی دیگر به مدت یک سال و هفت ماه در شرایط غیرمترقبه و طاقتفرسا در زندان تیره و خطرناک «الرشید» به سر میبرند. در این دوره، شاهد زجر و شکنجههای وحشتناک نسبت به مردان اسیر بودند و به نشانه اعتراض با رفتارهای غیرانسانی عراقیها و نیز بهمنظور آگاهسازی صلیب سرخ، اقدام به اعتصاب غذا به مدت ۲۰ روز کردند.
برای پایان دادن به اعتصاب، حلیمه آزموده ضربات شدیدی را متحمل میشود. او در نهایت از سایر اسرا جدا شده و به اتاق دیگری منتقل میشود. پس از گذشت ۲۰ روز از اعتصاب غذایی که انجام داده بودند، او و سایر بانوان به بیمارستان الرشید منتقل میشوند. حلیمه آزموده، مانند دیگر بانوان اسیر، با شجاعت در برابر دشمن بعثی ایستاده و بدون هیچ هراسی به سرگرد ناجی، افسر عراقی، میگوید: «شما به سرزمین ما وارد شدید و به کشتار ما مشغولید. چرا دادگاهی برای ما تشکیل نمیدهید؟ طبق قوانین بینالمللی ما که زنان اسیر جنگی هستیم، باید آزاد شویم.»
حلیمه آزموده در نهایت پس از چهار سال طاقتفرسا در تنومه، زندان الرشید، اردوگاه موصل و اردوگاه الانبار، در تاریخ ۹ بهمن ۱۳۶۲ به همراه معصومه آباد، شمسی بهرامی و فاطمه ناهیدی آزاد میشود و به سرزمین خود بازمیگردد.



