احتیاط در برابر طالبان؛ احتمال استفاده آمریکا از آنها علیه ما وجود دارد

“`html

زیباک بدخشان به مکانی برای درگیری‌های شدید تبدیل شده و در عین حال، حملات پراکنده‌ای به سمت طالبان در شهرهای مختلف در حال وقوع است. مهترلام و هرات شاهد دو انفجار بودند که به گفته‌ها، هدف آن‌ها نیروهای طالبان بوده است. علاوه بر این، گزارش‌های منتشر شده از سوی منابع روسی بیانگر این است که این کشور در حال ارسال تسلیحات و تجهیزات به مرز افغانستان و تاجیکستان است تا از ورود ناامنی به منطقه آسیای میانه ممانعت کند.

روزنامه جمهوری اسلامی با اشاره به رویدادهای اخیر در بدخشان، یادداشتی نوشت که احتمالا ایالات متحده تمایل دارد شکست ناتو در اوکراین را با ایجاد فشار و بی‌ثباتی در آسیای میانه جبران کند و برای تحقق این هدف نیاز به افزایش ناامنی در افغانستان دارد تا کشورهای منطقه تحت تأثیر قرار گیرند.

به علاوه، گمانه‌زنی می‌شود در سفر رئیس سازمان سیا به روسیه، آمریکایی‌ها از مسکو خواسته‌اند تا همکاری خود با ایران را متوقف کند، ولی این درخواست با جواب مثبتی مواجه نشده است.

آمریکا همزمان در دو جبهه مشغول مبارزه‌ است: یکی در اوکراین علیه روسیه و دیگری با جمهوری اسلامی ایران به صورت مستقیم. با در نظر گرفتن اینکه ایالات متحده در هر دو جبهه با چالش‌ها و ناکامی‌ها روبروست، ممکن است تلاش کند تا رقبای خود را با یک استراتژی یکسان در محیطی دیگر به مسائل جدی‌تری دچار کند. در این راستا، اگر روس‌ها به این نتیجه رسیده باشند که باید مرزهای جنوبی آسیای میانه را به کمک استقرار تجهیزات و نیروهای خود، امن نگه دارند و به طور محتاطانه‌تری با افغانستان تحت کنترل طالبان روبرو شوند، بی‌تردید ایران نیز نمی‌تواند نسبت به این تحولات بی‌تفاوت باشد.

تغییراتی که در رویکرد ایران نسبت به طالبان مشاهده می‌شود، از دعوت سران جبهه مقاومت به مراسم تشییع پیکر رهبر شهید تا حضور و دعوت از آن‌ها در همایش اخیر وحدت اسلامی، می‌تواند نشانه‌ای از این بازنگری باشد.

بی‌اعتمادی به طالبان و احتمال اجرای نقشه‌های ضد امنیتی ایالات متحده علیه کشورهای منطقه از خاک افغانستان و نقش منفی طالبان در این توطئه، مواردی است که متخصصان امور افغانستان در طی پنج سال گذشته دائما به آن اشاره کردند.

همکاری روسیه و ایران با طالبان در این سال‌ها، فرصت‌های زیادی را که می‌توانست در تغییر موازنه قدرت‌های موجود در افغانستان به نفع کشورهای منطقه به کار رود، دچار آسیب کرد. افغانستان ناامن، مزیتی برای آمریکا و ضرری بزرگ برای منطقه محسوب می‌شود و به واقع، واگذاری افغانستان به طالبان از سوی ایالات متحده، تلاشی برای حفظ ظرفیت‌های بحران‌ساز بوده و نه تأمین امنیت و ثبات. در تمام پنج سال گذشته، روسیه و ایران در دام رقابت نرم استخبارات طالبان گرفتار بوده‌اند.

شاید بزرگ‌ترین اشتباه سیاست کشورهای منطقه نسبت به طالبان همین باشد که مدیریت طالبان را به‌عنوان یک ابزار برای ثبات پذیرفتند و در عین حال، تمام ظرفیت‌های امنیت‌ساز و ثبات‌آور در افغانستان را که برای ایجاد توازن در برابر طالبان ضروری بود، از میان برداشتند و در پی تعامل بی‌نتیجه با طالبان قربانی شدند.

اکنون، در صورتی که همسایگان افغانستان ناگزیر به جبران خسارات ناشی از اقدامات گذشته خود شوند، بایستی بهای سنگینی بابت آنچه که خود تخریب کرده‌اند، نشان دهند. در اوضاع و احوال کنونی، اگر طالبان ــ در هماهنگی با طرح‌های آمریکایی ــ دیگر تمایلی به ایفای نقشی که روسیه و ایران در تأمین ثبات از آن‌ها انتظار داشتند، نداشته باشد، مسأله دیگر تنها جست‌وجو برای یک جایگزین برای طالبان به‌عنوان متحد نیست، بلکه بسیاری از ابزارهایی که می‌توانستند برای مهار بحران افغانستان مورد استفاده قرار گیرند، در همین پنج سال نابود شده‌اند.

اگر کشورهای منطقه در پی کاهش آسیب‌پذیری‌های امنیتی خود از جغرافیای افغانستان باشند، پیش از هر اقدامی ضروری است که جریان حامی طالبان در نهادهای تصمیم‌گیر خود در خصوص افغانستان را از ملاحظات مربوط به این کشور کنار بزنند. تداوم فعالیت این جریان همگام با طالبان، به افزایش بی‌ثباتی در منطقه کمک خواهد کرد. نخستین قدم برای تأمین ثبات منطقه‌ای برای ایران و روسیه، کنار گذاشتن افرادی نظیر حسن مرتضوی و ضمیر کابلوف از پرونده افغانستان است.

“`

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا