سنگ محک پیشنهادات برای ستارههای درخشان جام جهانی و سرنوشت ۳ ستاره ایران

بعد از هر جام جهانی، آنها که از نظر دنیای فوتبال درخشیده باشند، با پیشنهادات گوناگون روبهرو میشوند.
میدانیم که امیر قلعه نویی و مسئولان فدراسیون، تیم ایران را به صرف اینکه نباخته، قهرمان جام جهانی میدانند! به خود پاداش داده، نام خود را در صدر تاریخ نوشتهاند و مدام برای خود نوشابه باز میکنند. اما از آن طرف، واکنش فوتبال، هواداران و اعضای خانواده فوتبال نسبت به رویکرد جام جهانی، کاملاً متفاوت با شرایط داخلی ما و این ادعاهاست.
تا بوده، در دنیای فوتبال ویترین جام جهانی، بهترین بزنگاه برای معرفی پدیدهها و ستارهها به باشگاههای ریز و درشت دنیا بوده است. فرقی نمیکند یک تیم یا مربی، مدیران یا رسانههای یک کشور، یک نفر را در حد سوپراستار بالا ببرند یا برعکس، او را بکوبند؛ ذات فوتبال، خود ستارههایش را شناسایی و از روی تعداد و ارقام و شرایط پیشنهاداتی که بعد از جام جهانی به بازیکنان میرسد، میتوان موفقیت یا ناکامی آنها را متوجه شد!
ایران در جام جهانی ۳ بازی انجام داد؛ ۳ مساوی و ۳ امتیاز گرفت، ۳ گل زد و ۳ گل خورد و در رتبه سوم گروه، به شکلی کاملا ۳ به کار خود پایان داد! به شهادت آمار و نتیجه و نمایش، ۳ بازیکن ما در این تورنمنت نسبت به بقیه چهره بهتری داشتند؛ یعنی خلاف ادعای و تبلیغات داخلی، از نظر مردم و فوتبال، فقط به این ۳ نفر میتوان نمره قبولی داد!
رامین رضاییان، مدافع راست ۳۷ ساله که دو گل برای ما زد و در دو بازی، بهترین بازیکن زمین شد. محمد محبی وینگر ۲۴ ساله که زننده دیگر گل ما به نیوزیلند بود و علیرضا بیرانوند، که مقابل بلژیک با سیوهای خوب، نمره بالا گرفت و بهترین بازیکن زمین شد. بقیه را رها کنید که با هیچ متر و معیاری نمیتوان آنها را موفق نشان داد. تبلیغات رسانههای دستوری کارشان را میکنند، اما حقیقت راه خود را میرود!
در روزهایی که برای ستارههای ریز و درشت سایر تیمها از در و دیوار پیشنهادات خوب اروپایی میرسد، نمایش بازیکنان ما توجهی را جلب نکرده و فرصت جام جهانی از کل تیم ما دریغ و حقیقت کیفیت را میتوان در همین المان به وضوح دید!
رامین رضاییان به عنوان بهترین بازیکن ما، در اسپانیا اردو زده و در به در به دنبال یک پیشنهاد اروپایی میگردد. ما که قبلا در خود لالیگا و در سطح دوم فوتبال اسپانیا نماینده داشتهایم و خود رامین که قبلاً در بلژیک، فقط چند ماه دوام آورد! حالا به یمن درخشش در جام جهانی و با وجود سن بالا، رامین کماکان میخواهد شانس خود را برای بازگشت به اروپا امتحان کند.
اما از آن طرف محمد محبی که به مراتب جوانتر و به خاطر پست بازیش، طبعا باید بیشتر به چشم بیاید، در پایان قراردادش با روستوف و لیگ روسیه بازیکن آزاد شده و پشت به تمام پیشنهادات داخلی و حوزه خلیج فارس کرده تا شاید راهی به سمت اروپا پیدا کند. وقتی برای یک جوان ۲۴ ساله که در جام جهانی گل زده، باید در به در دنبال پیشنهاد باشی، خروجی در نهایت مشخص و تکلیف بقیه معلوم است!
اما حداقل این دو نفر کورسویی از امید به آینده دارند که شاید از دسته دوم کشوری درجه اول یا دوم، پیشنهادی برسد و یا حتی مثل میلاد محمدی در کشوری درجه سوم و تیمی گمنام، لااقل قراردادی به یورو در قاره سبز ببندند. اگر نشد، دلارهای حوزه خلیج فارس همیشه بوده و باز هم اگر بنا به شرایط فعلی نشد، قرارداد حداقلی۱۰۰ میلیاردی در لیگ برتر خودمان منتظر آنهاست. این وسط مسئله نفر سوم -یعنی علیرضا بیرانوند- از بقیه جالبتر است.
گلرها تا سن بالا میتوانند بازی کنند و بیرانوند با ۳۴ سال سن و تجربه سه جام جهانی، کماکان به لژیونر شدن امیدوار بود. وقتی برای گلر ۴۰ ساله کشوری آفریقایی و گمنام -به یمن درخشش در جام جهانی برابر یک تیم اروپایی- تیم پیدا میشود، چرا برای بیرانوند که مقابل ستارههای بلژیک درخشیده و خود سابقه نیمکت نشینی در دو لیگ بلژیک و پرتغال را دارد، تیم نیست؟!
اینجا حقیقت روشن میشود که خلاف تبلیغات و ادعاهای مدیران فدراسیون و مربیان تیم ملی است؛ وقتی سه ستاره فوتبال ایران در جام جهانی چنین شرایطی در بازار نقل و انتقالات دارند، به هیچ عنوان نمیتوان عملکرد فردی و تیمی و کیفیت تیم ملی در جام جهانی را موفق و قابل قبول دانست!



