زنگ خطر جنگ دوباره چقدر واقعی است

دکترین امنیت ملی در دوره ترامپ، به شدت به سیاست «تغییر رژیم» در دولت‌های پیشین ایالات متحده انتقاد کرده و آن را مورد سرزنش قرار می‌دهد. در سند استراتژی امنیت ملی ترامپ، صرف هزینه‌های گزاف، به ویژه از بودجه مالیات‌دهندگان آمریکایی برای «تغییر رژیم» در کشورهایی خاص، در راستای ایجاد دموکراسی یا ترویج ارزش‌های آمریکایی، به عنوان اقدامی غیرمنطقی تلقی شده و وعده عدم تکرار آن داده شده است. به باور دولت ترامپ، به عنوان یک الگوی موفق سیاسی، هیچ الزامی به پیروی از دموکراسی‌های غربی نیست و ایجاد ثبات، رشد اقتصادی و جلب رضایت عمومی از طریق حفظ سنت‌های فرهنگی یک جامعه توسط حکومت، می‌تواند الگویی مناسب‌تر به شمار رود. در این راستا، استراتژی امنیت ملی ایالات متحده به وضوح به کشورهای عربی حاشیۀ جنوبی خلیج فارس اشاره کرده و به نتایج مثبت اقتصادی و نظم و ثبات آنان بدون تقلید از نظام‌های سیاسی دموکراتیک پرداخته و برقراری نهادهای مشورتی متکی به سنت‌ها را به عنوان عاملی برای جلب رضایت مردم و مقام‌های محلی معرفی می‌کند.

به همین سبب، سند امنیت ملی دولت ترامپ از هر گونه تلاش درون‌زا برخی جوامع برای پذیرش الگوهای سیاسی به شیوه غربی استقبال می‌کند، اما به تحمیل چنین الگوهایی به جوامعی که دارای تاریخی متفاوت هستند، به وضوح اعتراض می‌کند.

در شرایطی که گزارش‌های شبکه سی‌بی‌اس آمریکا از منابع ناشناس بیان می‌کند که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، قرار است در سفرش به فلوریدا با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، درباره ضرورت یک حمله نظامی مجدد به ایران به گفت‌وگو بنشیند. بنا به این گزارش، نتانیاهو نگران فعالیت‌های جمهوری اسلامی در زمینه بازسازی صنایع غنی‌سازی اورانیوم و افزایش توان تولید موشک‌های بالستیک است و به همین خاطر می‌کوشد تا ترامپ را برای انجام حمله‌ای دیگر به ایران متقاعد نماید.

دولت ترامپ در ماه‌های اخیر چندین بار بر نابودی کامل تأسیسات هسته‌ای ایران تأکید کرده و به روشنی بیان کرده است که به خنثی‌سازی «تهدید ایران» دست یافته است. اما ترامپ به وضوح تمایلی به انجام حمله‌ای دوباره به ایران ندارد، مگر آنکه بازسازی صنعت غنی‌سازی اورانیوم به طور جدی در دستور کار مقام‌های ایرانی قرار گیرد. اصولاً، گزارش‌های رسانه‌ای درباره تلاش‌های ایران برای بازسازی فوری صنعت غنی‌سازی به حدی اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد که ترامپ آن‌ها را چندان جدی نمی‌گیرد. او در حقیقت با تشدید تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی به انتظار نشسته است تا مقام‌های جمهوری اسلامی با رویکرد و پیشنهاد تازه‌ای برای مذاکره مستقیم با آمریکا درباره یک توافق جامع و طولانی‌مدت، قدم بردارند.

به این ترتیب، ترامپ احتمال حمله به ایران را به مثابه سناریویی از جانب نتانیاهو برای فرار از مسئولیت‌هایش در قبال آتش‌بس در نوار غزه ارزیابی کرده و در نتیجه به راحتی نمی‌تواند خواست او را اجابت کند. از سوی دیگر، ترامپ به خوبی می‌داند که انجام یک حمله جدید به ایران مشابه حمله 12 روزه گذشته، تکرار الگوی رفتاری است که ممکن است به یک چرخه بی‌پایان تبدیل گردد. او خواهان چنین تکراری نیست، بلکه به دنبال ایجاد توافقی با ایران به منظور حل و فصل مسئله به شکل «یک بار برای همیشه» می‌باشد. ترامپ با آگاهی از این امر که نتانیاهو خواهان حمله به ایران را به منظور خنثی‌سازی «تهدید اتمی و موشکی» نیست، بلکه به دنبال زمینه‌سازی برای «تغییر رژیم» است، بیشتر به رفتار زیرکانه‌ای برای پذیرش پیشنهادات او می‌نگرد.

اما ترامپ، بر اساس سند امنیت ملی خود، به شدت مخالف هر نوع سیاست «تغییر رژیم» در هر نقطه‌ای از دنیا، از جمله ایران است که به هزینه‌های قابل توجهی برای ایالات متحده منجر گردد. به بیان دقیق‌تر، ترامپ تنها در صورتی از تغییر رژیم در ایران حمایت می‌کند که این تغییر هیچ هزینه مالی یا نظامی برعهده دولت آمریکا نگذارد. بنابراین، اگر نتانیاهو طرحی کاملاً واضح و بدون هزینه برای آمریکا در خصوص «تغییر رژیم» در ایران به میان نیاورد، به احتمال بسیار زیاد ترامپ تمایلی به همکاری با او نخواهد داشت. هر سیاست «تغییر رژیم» به طور طبیعی نیازمند وجود یک جایگزین مشخص و معتبر است که از بروز هرج‌ومرج و بی‌ثباتی شدید در یک کشور جلوگیری کند. همین دلیل باراک اوباما را به احتیاط و تجدید نظر در خصوص ساقط کردن دولت بشار اسد در جریان بهار عربی واداشت.

به نظر می‌رسد کشورهای غربی بر این عقیده‌اند که جمهوری اسلامی هنوز جایگزینی «معتبر» ندارد و به همین دلیل از سیاست «تغییر رژیم» در ایران پشتیبانی نمی‌کنند. این نکته‌ای است که مایک پمپئو، وزیر امور خارجه سابق دولت اول ترامپ، در یادداشتی در سایت فاکس‌نیوز به آن اشاره کرده، هرچند که او به عنوان یک مقام سابق دیگر در موضع تصمیم‌گیری نیست. با این حال، انتشار این یادداشت در فاکس‌نیوز نمی‌تواند بی‌اهمیت و اتفاقی باشد، به‌ویژه آنکه یک خبرنگار اسرائیلی پس از حمله 12 روزه همین موضوع را در مقاله‌ای در جروزالم‌پست مطرح کرده و حتی ادعا کرده که این سازمان در جنگ 12 روزه نیروهای خود را به نفع اسرائیل در خاک ایران بسیج کرده است.

پمپئو بر این باور است که غرب نباید به دنبال جایگزین جمهوری اسلامی در میان سلطنت‌طلبان و یا طرفداران رژیم گذشته باشد، زیرا از نظر او چنین گزینه‌ای وجود ندارد و مردم ایران نیز تمایلی به بازگشت به نظام پادشاهی ندارند. او به جای آن، اطلاعاتی درباره گزینه‌ای را ارائه داده است که به اعتقادش «سازمان‌دهی‌شده» و «دموکراتیک» است و بیش از چهار دهه است که با رژیم حاکم در ایران مبارزه می‌کند. در واقع، او ایده‌ای را در یادداشت خود مطرح کرده که بارها در تجمعات «سازمان مجاهدین خلق» به آن اشاره شده است!

با این حال، همگان از این موضوع آگاهند که با وجود نارضایتی عمیق مردم ایران از وضعیت موجود، سازمان مجاهدین خلق به دلیل سوابق تروریستی و همکاری آن با صدام حسین، در میان مردم ایران نه تنها جایگاهی ندارد، بلکه اکثریت آنان از آن نفرت دارند. حتی اگر این اظهارات پمپئو و همفکرانش در حزب جمهوری‌خواه چندان اهمیتی نداشته باشد، امید آنها به عمیق‌تر شدن نارضایتی عمومی از شرایط فعلی و ممکن شدن انقلابی به نفع سلطنت‌طلبان و نیروهای مشابه آن‌ها ممکن است منجر به تغییر شرایط گردد؛ به ویژه اگر کمپین تبلیغاتی گسترده‌ای به نفع سازمان مجاهدین خلق در رسانه‌های غربی راه‌اندازی شود!

به نظر می‌رسد این افراد مجاهدین خلق را به عنوان نیرویی سازمان‌دهی‌شده می‌نگرند که برای براندازی جمهوری اسلامی به هیچ اصول و قاعده‌ای پایبند نیست و برای این هدف هر تعهدی را می‌پذیرد. به همین دلیل، این گروه را از سایر گروه‌های اپوزیسیون مؤثرتر و کارآمدتر می‌دانند. با این حال، وضعیت کنونی ایران از لحاظ پیچیدگی به هیچ‌وجه مشابه هیچ کشور دیگری نیست، اما از زمانی که جبهة‌النصره به عنوان یک گروه اسلام‌گرا با سابقه تروریستی به عنوان آلترناتیو رژیم اسد در سوریه ظاهر شده است و توسط کشورهای مختلف در درون و بیرون منطقه پذیرفته شده است، این الگو نیز به یک رویه تبدیل شده است. در نهایت، هنوز مشخص نیست که افکار و نظرات پمپئو و همفکرانش در کاخ سفید و همچنین در دولت نتانیاهو چقدر مورد توجه قرار خواهد گرفت، اما آنها هیچ گزینه‌ای، حتی اگر ضعیف باشد، را نادیده نمی‌گیرند. به هر حال، تا زمانی که دولت آمریکا گزینه مشخصی برای جمهوری اسلامی نیابد و حمایت از آن مستلزم صرف هزینه‌های کلان نباشد، هیچ‌گونه حمایتی از سیاست «تغییر رژیم» در ایران نخواهد کرد.

از سوی دیگر، تا زمانی که ایالات متحده برای «تغییر رژیم» در ایران آماده نشود، از هیچ طرح وسیعی برای حمله به خاک ایران، چه به صورت مشترک و چه به طور مستقل از اسرائیل، حمایت نخواهد کرد. ممکن است برخی حملات مقطعی در دستور کار قرار گیرد، اما در حال حاضر، حمله گسترده در دورنمای سیاسی دیده نمی‌شود؛ مگر آنکه پیشنهاد پمپئو توسط دولت آمریکا مورد پذیرش قرار گیرد.

منبع: روزنامه هم میهن 

 

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا