بهرام بیضایی یک چهره برجسته فرهنگی به شمار میآید

مهدی هاشمی در سخنانی به دشواریهای حرفه بازیگری اشاره کرد و اظهار داشت: شاید صد نفر همزمان به این عرصه علاقهمند باشند، اما از میان آنها تنها یک نفر میتواند به عنوان بازیگر شناخته شود. به عقیده من، داشتن شخصیت و خاص بودن در این کار بسیار حائز اهمیت است، که این نکته از ابتدا به ما یاد داده شده است.
وی اضافه کرد: هر بازیگر میبایست هویت و ویژگیهای منحصربهفرد خود را داشته باشد، چرا که این ویژگیها در زندگی اجتماعی نیز ضروری است.
هاشمی خاطرنشان کرد: پیش از ورود به دنیای بازیگری، بسیار مهم است که بدانید از چه مسیری عبور کردهاید، چه تجربیاتی کسب کردهاید و چه دیدگاههایی دارید در خصوص اینکه چرا میخواهید بازیگر شوید. به عنوان مثال، نمایشنامههای ژان ژونه، نویسنده فرانسوی، معمولا بازتابی از زندگی شخصیاش هستند.
وی ضمن بیان اهمیت نقش بازیگران به عنوان نمایندگان تفکرات کارگردانان، خاطرنشان کرد: یک بازیگر باید چهرهای از خود را در آثار سینما به نمایش بگذارد که باعث شود مخاطب با دیدن او بر روی پرده، شخصیت مورد نظر را بپذیرد و به آن اعتماد کند.
هاشمی با تأکید بر تفاوتهای بنیادین بین تئاتر و سینما، گفت: در تئاتر، بخش زیادی از انرژی بازیگر صرف نمایش دادن احساسات میشود، در حالی که در سینما باید نقش را با دقت طراحی کرد. بهعنوان مثال، آلن دلون هرگز جوایز بسیاری به دست نیاورد، اما در هر نقش، ثباتی خاص داشت. من بر این باورم که داشتن خط شخصیتی برای هر بازیگر از اهمیت بالایی برخوردار است. در تئاتر، احساسات به شکل غالبی نمایش داده میشود، اما در سینما، این احساسات باید در کادر دوربین پنهان شوند.
وی همچنین بر اهمیت یادگیری از بازیهای ناموفق تأکید کرد و افزود: مسلماً کارگردانان نقش کلیدی در هدایت بازیگران ایفا میکنند و من در همکاری با کارگردانهایی چون کیانوش عیاری، بهترین نقشهایم را ایفا کردهام.
هاشمی یادآور شد: یک روز با زندهیاد فتحعلی اویسی مباحثه میکردیم که چرا بازیگران ایرانی کمتر از همتایان غربی خود زنده و رها به نظر میرسند. او گفت که ایران ما مقداری از ترس و نگرانی آسیب میبیند؛ بهعنوان مثال، وقتی پلیس به سمت ما میآید، ممکن است احساس کنیم که کار اشتباهی انجام دادهایم.
وی با ذکر نوع دیگری از نمایش تحت عنوان پانتومیم، گفت: زندهیاد داوود رشیدی و زندهیاد فردوس کاویانی در این زمینه تخصص بسیار بالایی داشتند و بر این باور بودند که سینمای صامت از پانتومیم سرچشمه میگیرد.
هاشمی ابراز داشت که نقش خود در سریال «روزگار قریب» را دوست دارد و اشاره کرد: در این پروژه، کیانوش عیاری فیلمنامه مکتوبی نداشت. من به او گفتم که قرار است دکتری را بازی کنم که در جامعهای خاص بهشدت شناختهشده است و در عین حال هیچ تصویر یا مستنداتی درباره او موجود نیست. این مسئله دشوار بود، اما به خودم گفتم که این عدم وجود یک الگو باعث میشود که کار برای من آسانتر باشد. خوشبختانه این سریال با استقبال خوبی مواجه شد و نباید فراموش کرد که کیانوش عیاری فردی با تخصص بالا و آرمانهای بلند در صنعت سینماست.
هاشمی بیان کرد که در هر نقشی که ایفا میکند، از آن دفاع میکند و گفت: هرچه توانمندی یک بازیگر بیشتر باشد، توانایی او برای ایفای هر نقشی بیشتر میشود. یک بازیگر خوب تحت هدایت کارگردان میتواند خاطرات خوشی را در ذهن تماشاگران بر جای بگذارد. «مرگ یزدگرد» تئاتری بود که با استفاده از بهترین تکنیک، به شکلی سینمایی درآمد و بازیها در آن بیشتر به سبک تئاتر نزدیک است تا سینمایی.
وی در پاسخ به این سوال که برای پذیرش نقش چه مسائلی برایش اهمیت دارد، بیان کرد: در شروع، مهمترین نکته برای من شهرت و اعتبار کارگردان و پس از آن فیلمنامه است. در واقع، میان کارگردان و متن، رابطهای تنگاتنگ وجود دارد.
هاشمی به این نکته اشاره کرد که هنوز به ایدهآلهایش در بازیگری نرسیده و اضافه کرد: همواره علاقهمند به ایفای نقشهایی هستم که شخصیتهای معاصر را به تصویر میکشند.
وی همچنین گفت: کروس اوا همیشه به مردم توصیه میکند که آثار کلاسیک را مطالعه کنند، و من نیز با این نظر موافقم و به همه علاقمندان به سینما و تئاتر همین پیشنهاد را دارم. در نظر من، چخوف در تئاتر یک استثناست و دوست دارم بار دیگر آثار شکسپیر را از ابتدا مطالعه کنم.
هاشمی در پایان تصریح کرد که بهرام بیضایی یکی از شخصیتهای فرهنگی مهم کشور است و گفت: به یاد دارم در نمایشی که با زندهیاد پرویز پورحسینی داشتیم، تمرینهای زیبا و گوناگونی را تجربه کردیم و جالب این بود که پس از بازگشت به خانه، دوست داشتم بلافاصله متن را دوباره بخوانم.
وی افزود: در کشورهای بزرگ، هر ژانر بازیگر خاص خود را دارد و به عنوان مثال، بازیگران کمدی تنها در فیلمهای کمدی فعالیت میکنند. اما در کشور ما، بازیگران ناچارند برای تأمین معیشت خود گاهی نقشهایی را ایفا کنند که به آنها تمایلی ندارند.
هاشمی در ادامه اظهار داشت که کمدی بیانگر انتقاد از زور و خودپسندی است و گفت: در حقیقت، کمدیان قصد دارند تا سنتهای خشن و غیرقابل تغییری را بشکنند که با هیچ نوآوریای مخالف نیستند و بهخوبی میتوان مثالی از چارلی چاپلین آورد. او به خوبی توانست هیتلر را که در آن زمان یک شخصیت سیاسی بود، مورد نقد قرار دهد و این نشان از نبوغ بالای او به عنوان یک کارگردان است.
در آغاز این کارگاه، همایون اسعدیان، مدیر موسسه فرهنگی هنری کاژه، در سخنانی کوتاه به یادآوری تجربههای خود با مهدی هاشمی در پروژههای مشترک اشاره کرد.
شایان ذکر است که این کارگاه به مدت چهار ساعت در موسسه فرهنگی هنری کاژه با حضور مهدی هاشمی برگزار شد و در پایان برنامه، این هنرمند برجسته به سوالات هنرجویان پاسخ داد و با آنها به تمرین عملی بازیگری پرداخت.
منبع: سلام سینما



