نقصهای مکرر در نانواییها؛ دو تا خرید، یکی بیاور!

بر اساس یافتههای بهدستآمده از گفتگو با مشتریان تعدادی از نانواییهای واقع در مناطق مرکزی و جنوبی شهر، یکی از شیوههای متداول این روزها، ثبت دو عدد نان در دستگاه کارتخوان نانینو بهجای یک عدد است که در نتیجه مبلغی دو برابر بیدلیل از مشتری اخذ میشود. این تراکنش ظاهراً عادی به نظر میرسد، اما واقعاً علاوه بر اخذ مبلغ اضافی، بخشی از یارانه دولتی نیز به جیب نانوا میرود. تخلف دیگری که اینجا مطرح است، مربوط به استفاده از کارتخوانهای اضافی است.
فارس در خبری عنوان کرده که مشتریان هنگام خرید با جملهای مواجه میشوند: «لطفاً کارت خود را بده تا از این دستگاه رد کنم، نانینو دچار مشکل شده است.» در حالیکه دستگاه اصلی در روی پیشخوان قرار دارد، پرداختها با استفاده از کارتخوان دوم انجام میشود؛ دستگاهی که به هیچ سیستمی نظارتی متصل نیست و این امر ردیابی میزان فروش و یارانه دریافتی را غیرممکن میکند. همچنین موضوع نانهای کنجدی به چالشی جدید تبدیل شده است.
مطالعات نشان میدهد که برخی نانواییها با افزودن مقادیری اندک کنجد به نان ساده، آن را تا سه برابر نرخ مصوب به فروش میرسانند. یکی از مشتریان در صف نانوایی خیابان پیروزی بیان میکند: «اگر نان کنجدی بخرید، سریعتر نوبت شما میرسد، اما اگر بخواهید نان ساده بگیرید، باید زمان زیادی در صف منتظر بمانید.» این روش نه تنها موجب گرانی نان میشود، بلکه نظم صفوف نانواییها را مختل نموده و عملاً منجر به تبعیض میان مشتریان گشته است.
کمفروشی همچنان به قوت خود باقی است. ارزیابی وزن چند نمونه نان از نانواییهای متعدد نشان میدهد که وزن چانه نان بیشتر اوقات کمتر از مقدار استاندارد تعیینشده است. بهعنوان مثال، نانی که لازم بود حدود ۳۰۰ گرم وزن داشته باشد، تنها ۲۲۰ گرم وزن داشت. مشتریان ابراز میکنند که با وجود افزایش قیمتهای رسمی، کیفیت و کمیت نان افت کرده و ناگزیرند برای تأمین نیاز روزانه خانواده، نان بیشتری خریداری کنند. بههرحال، نگرانکنندهتر از همه، فقدان نظارت مؤثر است. در گفتگو با تعدادی از شهروندان، تقریباً همه بر یک نکته تأکید کردند: «هیچکس پاسخگو نیست.» مردم میگویند که بارها تخلفات را به اتحادیه یا شمارههای اعلامشده گزارش کردهاند، اما هیچ عکسالعمل جدی مشاهده نکردهاند.
کارشناسان حوزه نان نسبت به تداوم این وضعیت هشدار میدهند و معتقدند که ادامه این روند هم نظام یارانهای را ناکارآمد میکند و هم اعتماد عمومی را از بین میبرد. نان باید کالایی امن و پایدار در سفره ایرانی باشد، اما امروزه به موضوعی پرتنش و پرحاشیه تبدیل شده است. تصمیم به افزایش قیمت نان، قرار بود به ساماندهی بازار و کاهش تخلفات منجر شود، اما در عمل نتیجهای کاملاً معکوس داشته است. اکنون سوال جدی این است: چه زمانی نهادهای نظارتی از حالت انفعال خارج میشوند و چه نهادی مسئول پاسخگویی به حقوق پایمالشده مصرفکنندگان خواهد بود؟ تا زمانی که پاسخی صریح داده نشود، تخلفات ادامه خواهد یافت و گرانی نان به عنوان یک بار اضافی بر دوش مردم باقی خواهد ماند. کمفروشی همچنین به عنوان یک مشکل همچنان پا برجا است.
۲۱۷



