بهروز افخمی؛ از بیمعنایی تا رازهای نهفته در داستان پژمان جمشیدی

بهرزو افخمی در اظهارات اخیرش اشاره کرد که احساس پوچی و خستگی از تکرار مکررات او را به این باور رساند که زمان به پایان رساندن اجرای برنامه تلویزیونی «هفت» فرا رسیده است. او همچنین از احتمال تولید مجموعههای آموزشی در یوتیوب و فعالیت بر روی فیلمی سینمایی مشابه «گاوخونی» خبر داد. به علاوه، او موضع خود را در مورد موضوع پژمان جمشیدی بیان کرد.
این کارگردان نامآشنا که شامگاه نهم آبانماه آخرین اجرای خود در برنامه «هفت» را تجربه کرد و با آن وداع کرد، در گفتوگویی با ایسنا به تشریح دلایل این تصمیم و برنامههای آتی خود پرداخت: حقیقت این است که احساس پوچی فزایندهای کردم و به نظر میرسید که حرفهایم دیگر تازگی ندارند. من همواره تمایل داشتم تا این برنامه به جنبههای آموزشی بپردازد و جز ۱۵ قسمتی که در سال اول حضورم تولید کردیم و پخش زنده نبود و شامل محتوای آموزشی ارزشمندی بود، بخشهای دیگر که پس از جشنواره فیلم فجر به صورت زنده تولید شد، شرایط متغیری داشتند.
قصد دارم برنامههای آموزشی تولید کنم
افخمی در این راستا عنوان کرد: در ایجاد برنامه زنده حس آسودگی ندارم و احتمال دارد برنامه به شکلی غیرمنظم درآید زیرا باید مراقب باشید که اشتباهات ناخواسته نداشته باشید، در حالی که ما هم بیاشکال نبودهایم و برخی آیتمها را که بعداً مشاهده میکردم متوجه میشدم که نامهایی را به اشتباه ذکر کردیم و اصلاح آن دیگر امکانپذیر نبود. با این حال، اصل موضوع این است که من پس از این، میخواهم مجموعهای از برنامههای آموزشی در حوزههای داستاننویسی، فیلمنامهنویسی و شاید مختصری نیز فیلمسازی تولید کنم که احتمالاً در یوتیوب منتشر خواهد شد.
او که این روزها مشغول به کار بر روی مراحل پس از تولید فیلم جدیدش به نام «دکتر فون گویر» است که بخشهایی از آن به زبان انگلیسی تهیه شده، درباره پروژه آیندهاش ادامه داد: در نظر دارم فیلمی مالیخولیایی مشابه «گاوخونی» بسازم که فیلمنامهاش را خودم به نگارش در میآورم و بر اساس ماجرایی که برای خودم پیش آمده، شکل میگیرد؛ البته این فیلم به عنوان یک اثر تجربی در نظر گرفته میشود و به طور کامل خارج از جریان اصلی سینما است.
افخمی در پاسخ به این سوال که به عنوان یک فیلمساز آیا فکر میکند برنامه «هفت» ارزش افزودهای برای سینما داشته یا فقط برای علاقهمندان به سینما تولید میشود، چنین اظهار داشت: به نظر من، این برنامه از آغاز فعالیتش در رونق سینمای ایران موثر بوده و ممکن است خود فیلمسازان این واقعیت را نادیده بگیرند یا نخواهند قبول کنند، اما رسانه ملی میتواند در تبلیغ سینما نقشی مؤثر ایفا کند. در دوره اولی که برنامه را اجرا میکردم، فصلهایی داشتیم که در برخی ساعات و قسمتها بینندگان به بیش از ۱۰ میلیون نفر رسیدند؛ مانند برنامهای که در آن گفتم به برخی از داوران جشنواره فیلم فجر نمیتوانند به فیلم «ماجرای نیمروز» جایزه تقدیم کنند یا آن را دریافت کنند، زیرا زندگیشان در خارج از کشور تحت تأثیر قرار میگیرد و این برنامه به همراه گفتوگویم با آقای ایوبی (رئیس پیشین سازمان سینمایی) توجهات زیادی را جلب کرد و بینندههای بسیاری را به خود جلب کرد.
تأکید «هفت» بر رونق فیلمهای کمدی و تولید فیلمهای ترسناک
کارگردان آثاری چون «عروس»، «گاوخونی» و «سنپطرزبورگ» در این زمینه افزود: در دور اول اجرایم، بر این نکته که باید فیلمهای کمدی ساخته شود و نباید کمدی مایه شرم فیلمساز باشد تأکید کردیم و خاطرنشان نمودیم که این وضعیت در تمام نقاط جهان صدق میکند و اگر میخواهیم سینما را هنری جدی بدانیم، باید یا از ساخت فیلم دست بکشیم یا وارد مسیری شویم که منجر به فیلمسازی در مکانی دور از جمعیت و سالنهای خالی شود.
او افزود: به نظر میرسد این تجربهها تأثیرگذار بوده و فیلمسازان بااستعداد بیشتری وارد این حوزه شدهاند. پیش از دوران کرونا، سینما به کمدی زندگی میبخشید، اما بعد از کرونا وقتی به انتهای موجودی فیلمهای کمدی رسیدیم، باید همیشه انتظار داشت که کمدی بیشترین فروش را داشته باشد و سرآمد تجارت سینما باشد، بهویژه در کشوری مانند ایران و غیرمنتظره نیست اگر این سینمای محدود به وسیله کمدیها حتی کمدیهای ضعیف اشباع شود و فیلمسازان باید منتظر سالنهای نمایشی باشند زیرا مردم به دنبال تفریح هستند و میخواهند در کنار یکدیگر جمع شوند و بخندند؛ بنابراین کمدیها در تضاد با این نیاز هم نمیتوانند نادیده گرفته شوند و نمیتوان فیلمهای دیگری را به آسانی جایگزین آنها کرد.
افخمی ادامه داد: اما در این دور دوم فعالیتام، بیشتر بر روی فیلمهای ترسناک و خشونتآمیز تأکید داشتهایم و برخلاف آنچه که سانسور روانشناسی مطرح میکند، این حوزه میتواند یک روش پولساز، اثرگذار و مفید در سینما باشد که مخاطب میتواند تجربه تعامل با ترس را در یک سالن و در جمع دیگران در حالی که احساس امنیت میکند، تجربه کند. این تجربه به قدری مثبت است که به نوعی مانند یک واکسن عمل میکند و سبب ایجاد مصونیت میشود. البته این موضوع تا جایی میتواند مطرح شود و مورد حمایت قرار گیرد که به سینما ارتباط داشته باشد، زیرا در تلویزیون ممکن است بچههای کوچک با هر فیلمی مواجه شوند و اثرات غیرقابل پیشبینی بر آنها تحمیل شود.
او خاطرنشان کرد: بنابراین، من با نمایش خشونت و ترغیب تماشاگر به تجربه ترس کاملاً موافقم و معتقدم سینما با همین هدف خلق شده است. در بین سینماگران، معروف است که دو عامل جذابیت سینما شامل روابط جنسی و خشونت است؛ عواملی که اولی ناهمسو با ارزشهای ماست، اما شرایط خشونت متفاوت است، زیرا ما دینی داریم که جهاد یکی از فرایض اصلی آن است و اکنون ما باید در سینما معادل آن را بیابیم. در عین حال، به این سادگی نخواهیم بود که همانطور که در رشد سینمای کمدی موثر بودهایم و به ساخت آثار با کیفیت در این زمینه کمک کردهایم، در حال حاضر در مسیر تولید فیلمهای ترسناک به سادگی پیش برویم. دلایل مختلفی وجود دارد که یکی از آنها، مقاومت سانسور است که نمیخواهد عقبنشینی کند.
«قاتل و وحشی» یک اسلشر جهانی که عدم اکرانش ناامیدکننده است
او در این خصوص بیان کرد: به نظر من، فیلم «قاتل و وحشی» یک فیلم اِسلشر بسیار با کیفیت است و قابلیت پخش جهانی را دارد. اگر تهیهکننده بخواهد این فیلم را به نتفلیکس بفروشد، احتمالاً آن را خریداری خواهند کرد، اما به نظر میرسد موانع بیخیالی و بدون دلیل برای عدم اکران این اثر در ایران وجود دارد. حمید نعمتالله در حال حاضر مقاومت کرده است، چرا که در ایران فعالیت میکند و تمایل دارد فیلمش در این کشور نمایش داده شود و اگر نه، میتواند به راحتی آن را در خارج از کشور پخش کند.
این سینماگر با اشاره به اینکه «جلوگیری از اکران فیلم «قاتل و وحشی» در ایران ناامیدکننده است در حالی که به واسطه همین اثر سینمای ایران قابلیت جهانی شدن دارد» بیان کرد: در شرایط کنونی، فیلمهای آمریکایی تکراری شدهاند و تلاش میشود که ایدئولوژیهای انحرافی همچون زمینههای جنسی را که خود مردم آمریکا نیز قبول ندارند، به زور در فیلمها جای بدهند و سینماگران مجبور به ساخت آثاری میشوند که با دستوری تهییج شده است. در حالی که به نظر میرسد گروهی که از ترامپ حمایت میکنند و طرفدار فرهنگ سنتی و مذهبی او هستند، رویکرد اصلی هالیوود را به چالش کشیده و در تلاشند تا زیرساختهایی ایجاد کنند که دوباره فیلمهایی با رویکرد سنتی و اخلاقی که زمانی به سینمای آمریکا مشهور بود، ساخته شوند. در این راستا، خبر رسیده که دو شرکت بزرگ پارامونت و یونیورسال در حال برنامهریزی برای ادغام هستند و سرمایهگذاران آنها از حامیان سنتی ترامپ و جمهوریخواهان به شمار میروند و در صورت انجام این ادغام، بزرگترین چالشی برای مقابله با مافیای صهیونیستی به منظور گسترش بیاخلاقی خواهد بود.
ماجرای پژمان جمشیدی احتمالاً پشتپردهای دارد
افخمی در پایان گفتوگو در پاسخ به این سوال که اگر برنامه «هفت» به کار خود ادامه میداد، آیا به سراغ ماجرای اخیر پژمان جمشیدی میرفت یا خیر، گفت: نه، زیرا این موضوع برنامه را به شدت زرد میکرد. موضع ما همیشه مخالف پاپاراتزیها بوده که از همین طریق ارتزاق میکنند. به عقیده من، مادامی که حکمی در خصوص این پرونده صادر نشده، نباید این مسئله علنی میشد و آن دسته از افرادی که این موضوع را پیش از طرح رسمی در مراجع قضایی مطرح کردند، شأن روزنامهنگاری ندارند. البته، احتمالاً جریانهای سیاسی هم میتوانند پشت این داستان باشند که احتمالاً هم وجود دارد، اما آنهایی که برای بار نخست پیش از پرداختن به این موضوع به مراجع رسمی، اطلاعات را افشا کردند، از فهم روزنامهنگاری به دورند.



